پایان نامه کارشناسی ارشد-پایان نامه دکتری

دستیابی به  از سایتای برون سپاری

تعاریف بسیاری واسه برون سپاری هست. اما یکی از اساسی ترین اونا، واگذاری خدمات به شخص ثالثه. با در نظر گرفتن فناوری اطلاعات، برون سپاری می تونه شامل هر چیزی از برون سپاری فناوری اطلاعات، مدیریت فناوری اطلاعات آی بی ام (IBM) یا HP گرفته تا برون سپاری خدمات بسیار کوچیک و ساده مثل بهبود مقابله با سوانح یا ذخیره سازی […]

دستیابی به  از سایتای برون سپاری


تعاریف بسیاری واسه برون سپاری هست. اما یکی از اساسی ترین اونا، واگذاری خدمات به شخص ثالثه. با در نظر گرفتن فناوری اطلاعات، برون سپاری می تونه شامل هر چیزی از برون سپاری فناوری اطلاعات، مدیریت فناوری اطلاعات آی بی ام (IBM) یا HP گرفته تا برون سپاری خدمات بسیار کوچیک و ساده مثل بهبود مقابله با سوانح یا ذخیره سازی داده ها، و همه چیز این وسط رو شامل شه.

یکی از بزرگترین تغییرات سال های گذشته رشد گروهی از مردمه که از فناوری های آنلاین واسه به کار گیری برون سپاری واسه سرویس دهی خود در سطح بین المللی به کار گیری می کنن.دکتر مازیار میر محقق در مورد برون سپاریعقیده داره افراد مجموعه ها و یا شرکت ها وقتی یه یا چند رشته فعالیت های خرد یا کلان رو به شکل کلی و یا جزئی رو به بیرون مجموعه و به شخص یااشخاص و یا  مجموعه های دیگه در چار چوب مکانی و وقتی مشخص واگذار می کنن رو برون سپاری یا Outsourcing می گن

صرفه جویی در هزینه: عادی ترین دلیل واسه تصمیم به برون سپاری صرفه جویی در هزینه هاس. رسیدن به هزینه پایین تر به وجود اومده توسط صرفه جویی به اندازه در کار و کاسبی های دیگه س. به دلیل اینکه سازمان امکان ایجاد صرفه جویی به اندازه در همه فرایندهای کار و کاسبی خود رو نداره اقدام به برون سپاری می کنه تا از مزیت های موجود در کار و کاسبی های دیگه به کار گیری کنه. مثلا برون سپاری فعالیت های مالی و حسابداری یه سازمان، می تونه ۳۵ تا ۵۰ درصد صرفه جویی در هزینه های مربوطه به همراه داشته باشه.

دقیق شدن و فوکوس کردن بر لیاقت اصلی سازمان: منابع در دسترس یه سازمان محدوده و سازمان واسه اینکه بتونه در فضای رقابت بمونه مجبور از تمرکز منابع خود بر لیاقت اصلی خوده. فرایندها یا فعالیت هایی که اهمیت لازم واسه لیاقت اصلی سازمان ندارن مثل فرایندها هستن که مناسب برون سپاری هستن. انجام همه فرایندهای مربوط به کار و کاسبی یه سازمان در درون خود سازمان نیاز به منابع، تخصص، و توجهی داره که بیشتر به اندازه کافی در اختیار سازمان نیس و باید از منابع خارجی جفت و جور شه.

ساختاربندی دوباره هزینه: برون سپاری قادر به تغییر نسبت هایی مثل هزینه ثابت به متغیره. اینطوری امکان تبدیل ساختار هزینه سازمان به یه ساختار با هزینه متغیر جفت و جور می شه و امکان پیش بینی هزینه های متغیر هم افزایش می یابد.

بازسازی هزینه: نیروی کاری مقایسه ایه بین هزینه های ثابت با هزینه های متغیر. برون سپاری نیروی کار از هزینه های ثابت به هزینه های متغیر انتقال می بده و هزینه های متغیر رو هم بیشتر قابل پیش بینی می کنه.

بهبود کیفیت: رسیدن به یه تغییر شدید در کیفیت از راه قرارداد سرویس دهی با شرکت سوم.

قرارداد: سرویس دهی با عقد یه قرارداد اجبار آور حقوقی با مجازات های مالی و حقوقی. اعمال این مورد با سرویس های داخلی نمی شه.

عملیاتی تخصص: دسترسی به بهترین نیروی عملیاتی که انجام اون به وسیله شرکت زیادتر از اندازه سخت و وقت گیره.

دسترسی به استعداد: دسترسی به یه استخر بزرگ از استعداد و یه منبع پایدار از مهارت ها، به خاص در علوم و مهندسی.

افزایش ظرفیت واسه نوآوری: شرکت ها به طور در حال افزایش از ارائه دهندگان علم خدمات خارجی واسه نوآوری محصول خود به کار گیری می کنن.

بقیه دلایل عبارتند از: بهبود کیفیت، امکان رسیدگی قانونی به ایرادات موجود در خدمت یا محصول خریداری شده، دسترسی به تخصص های موجود در بیرون از سازمان و بهبود توانایی واسه تغییر اندازه تولید، کوچیک کردن حجم شرکتها، داشتن قدرت مانور بیشتر درایجاد تغییرات تند در موارد بحران.

بدیای انجام پروژه به روش سنتی

تصور کنین که واسه انجام یه کار ترجمه یه روز صبح از خونه خود بیرون شید

و به دنبال موسسات ترجمه بگردین. باید کیلومترها حرکت کنین

تا موفق به پیدا کردن یکی از این موسسات شید. خستگی دیگه

به شما اجازه نمیده تا به بقیه موسسات هم سر بزنین.

در آخر مجبور میشین تا کارتون رو به دست همین موسسه بسپارین

و دیگه حتی امکان تحقیق کردن و اطمینان پیدا کردن

نسبت به این موسسه رو هم دارید.

با در نظر گرفتن مثال بالا میتونیم بعضی از

اشکالات روش سنتی رو این جور بگیم:

  1. اتلاف وقت زیاد
  2. محال بودن تحقیق کافی واسه پیدا کردن یه پیمانکار مناسب
  3. محال بودن مقایسه آسون و مساوی پیمانکارها
  4. گم شدن در تبلیغات دروغ بعضی از شرکتا
  5. با در نظر گرفتن محال بودن تحقیق مناسب
  6. امنیت مالی پایین اگر پیمانکار به وعده هاش عمل نکنه

خوبیای انجام پروژه آنلاین

گسترش اینترنت و بالا رفتن سرعت رد و بدل کردن اطلاعات امکانات جدیدی

رو واسه افراد بوجود آورده. کارا بسیار آسون شدن،

کیفیت کارا بالاتر رفته و هزینه ها هم کاهش چشم گیری داشتن.

مثل مهم ترین ویژگیای انجام پروژه آنلاین میشه به این موارد اشاره کرد:

  1. سرعت بسیار بالا در پیدا کردن پیمانکار مناسب
  2. نبود ایجاد آلودگی و ترافیک و نبود اتلاف وقت
  3. امکان تحقیق کافی و وافی درباره
  4. یه پیمانکار و کیفیت کار ایشون فقط با چند کلید
  5. بهره مندی از باد کولر ?? یا کنار شومینه
  6. مقایسه هزاران پیمانکار با یکدیگر در کمتر از چند دقیقه
  7. امنیت مالی بالا در صورت نبود وفاداری پیمانکار نسبت به تعهداتش

سایت انجام می دم : نمونه ای موفق در برون سپاری کارا به شکل اینترنتی

سایت پونیشا 

سایت پارس کدز

سامانه وانیار 

پارس فریلنسر

کارویار

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 22 مهر 1397ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق

پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق   قانون اساسی در مفاهیم تحکیم بنیان خونواده، ارزش و اعتبار اساسی واسه زن قائله، که در آرزو تربیتی خونواده نقش زیادی رو از خود به منصه ظهور می رساند: «خونواده واحد ریشه ای جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسانه و… […]

پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق


پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق

 

قانون اساسی در مفاهیم تحکیم بنیان خونواده، ارزش و اعتبار اساسی واسه زن قائله، که در آرزو تربیتی خونواده نقش زیادی رو از خود به منصه ظهور می رساند: «خونواده واحد ریشه ای جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسانه و… زن در اینجور برداشتی از واحد خونواده، از حالت(شیئی بودن) و یا وسیله کار بودن) در خدمت گسترش مصرف زدگی و بهره کشی بیرون شده و علاوه بر بازیافتن وظیفه خطیر و پرارج مادری در پرورش آدم های مکتبی،  پیش آهنگ و خود هم رزم مردان در میدون های فعال زندگی می باشه و در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر هستش».[۱]

بعضی فکر می کنند که قانون اساسی هویت اصلی زنان و حقوق انسانی اونا رو فقط در جهت ایجاد بنیاد­های اسلامی قانونی می­دونه و پس حقوق زنان رو به طور جداگونه مورد توجه قرار نداده بلکه از اون به عنوان یه وسیله واسه رسیدن به اهداف خود به کار گیری می­کنه.[۲] بعضی هم باور دارن که نگاه قانون اساسی به زن بر اساس نقش سنتی زنان در جامعه یعنی مشارکت اونا در تشکیل خانواده س و یعنی زن به مناسبت همسر و مادر بودن مورد توجه قرار می­گیرد.[۳]

«قانون اساسی واسه رسیدن زن به جایگاه واقعی،  دولت رو مکلف می کنه که با تصمیمات لازم نسبت به حصول مطلوب حقوق زنان تلاش کنه.

به موجب اصولِ قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، دولت موظفه حقوق زن رو در تموم جهات،  با رعایت موازین اسلامى،  تضمین کنه. امورى که دولت مکلف به انجام دادن اوناس

۱- ایجاد زمینه هاى مناسب براى رشد شخصیت زن و احیاى حقوق مادّى و معنوى اون.

۲-ساپورت مادران،  به خاص در زمان بارداری و حضانت فرزندان، وحمایت از کودکان بی­سرپرست.

۳-ایجاد دادگاه صالح واسه حفظ کیان وبقای خونواده .

۴- ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی­سرپرست.

۵-دادن قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه اون­ها در صورت نبودن ولی شرعی.

در اصل بیست­ویکم، واسه استفای حقوق زن دولت موظف گردیده که در پنج محور کارایی بکنه، چار مورد اون فقط ناظر به حقوق زن در اشاره به «ایجاد زمینه­های مناسب واسه رشد شخصیت زن و زنده کردن حقوق مادی و الهی» شده . جملات قانون بر خلاف چار بند دیگه کلی و مبهم بوده و طرق تحقق اون مشخص نیس».[۴]

«اصل بیستم مقرر می­داره که زن و مرد به طور برابر مورد ساپورت قانون قرار دارن. این جمله به معنی حقوق برابر داشتن یعنی برابری و مساوات نیس. چه به نظر بعضی از فقهاء و متخصصین حقوق اسلامی،  زن و مرد مسلمون از حقوق برابری برخوردار نیستن. پس می­توان بر این باور بود که نویسندگان قانون اساسی بر تساوی حقوق زن و مرد معتقد نبوده به جای «تساوی حقوق » قائل به «موازنه حقوق» بین زن و مرد هستن و بر این اعتقاداند که ضرورتی نداره که هرحقی که مرد از آن برخورداره مثل به زن هم داده شه بلکه باید درعوض هر حقی که مرد داره، حقی هم واسه زن قائل شد مثل اینکه زن نمی­تونه از هم بستر شدن با شوهرش دوری ورزد و رابطه زناشویی در هر زمان جزء حقوق شوهره و در قبال اینجور حقی که به شوهر داده شده باید ایشون نفقه همسرش رو بده و یعنی زن حق نفقه داره و با این ترتیب دو حق در برابرهم قرار می­گیرند که یکی واسه شوهر و دیگری واسه زنه و به این گونه س که تساوی برقرار می­گیرد».[۵]

ساپورت برابر از زن و مرد در برابر قانون وقتی معنی واقعی خود رو می­یابد که قوانین عادی و موضوعه، بی عدالتی­آمیز و ناعادلانه نبوده و زن و مرد رو از حقوقی مساوی برخوردار کرده باشن و وگرنه ساپورت برابر خود یه جور بی عدالتی و ظلم به حساب می­آید،  چون که بین «ساپورت برابر در برابر قانون » با «برخورداری از حقوق برابر در برابر قانون » فرق ظریف و آشکاری هست. مثلا اگه زنی به قتل برسه،  اولیاء دم چه زن و چه مرد حق شکایت از قاتل رو دارن (حق برابر) اما قصاص قاتل به شرط پرداخت نصف دیه قاتل از طرف اولیاء دمه .

از طرف دیگه اگه از عبارت «رعایت موازین اسلام» که تشخیص اون در اصل ۴ قانون اساسی به عهده فقهای شورای نگهبان گذارده شده،  تفسیری مضیق به عمل آید و موازین اسلامی فقط مساوی با فقه اسلامی و پیروی از یه نظر فقهی و یه فتوا محسوب شه. نه فقط زنان رو برخوردار از حقوق انسانی نامبرده در اصل ۲۰ نمی­کنه بلکه به عنوان یه مانع مهم،  محرومیت اونا رو از خیلی از حقوق به دنبال داره. پس تفسیر موسع از موازین اسلامی و شریعت و اون رو مثل عمومات قرآنی،  اخلاقیات،  اصول عقاید و فقه به حساب آوردن و هم توجه جدی به مقتضیات جا و زمان (طبق بند ۶ اصل۲) و مصالح و منافع نظام و همراهی اصلاحات فقهی با تحولات جامعه و دنیا،  می­تونه نقش مهمی در برتری و رشد حقوق انسانی زنان داشته باشه.[۶]

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 22 مهر 1397ساعت Array توسط مدیر  | 

سیر تحول مدیریت

سابقه مدیریت به هزاران سال پیش و قدمت تاریخی بشری مربوط می شود ایرانیان، مصریان، رومیان، چینیان و سایرین دارای پیشینه هایی در مورد چگونگی اداره واحد های اداری، تجاری، نظامی و آموزشی خود بودند. به عنوان مثال لشکر کشی پانصد هزار نفری خشایار به مقدونیه و لشکر کشی اسکندر به آسیا و ایران بدون…

سیر تحول مدیریت

سابقه مدیریت به هزاران سال پیش و قدمت تاریخی بشری مربوط می شود ایرانیان، مصریان، رومیان، چینیان و سایرین دارای پیشینه هایی در مورد چگونگی اداره واحد های اداری، تجاری، نظامی و آموزشی خود بودند. به عنوان مثال لشکر کشی پانصد هزار نفری خشایار به مقدونیه و لشکر کشی اسکندر به آسیا و ایران بدون نوعی تقسیم کار و مدیریت ممکن نبوده است. و یا ساختن اهرام ثلاثه مصر بدون نوع سازماندهی، هماهنگی، برنامه ریزی و کنترل غیر ممکن بوده است.4
موارد زیادی از این قبیل کارها در تاریخ بشری وجود دارد که نشانه بکارگیری برخی از اصول مدیریت در زمان های قدیم میباشد و نمی توان جایگاه تاریخی مشخصی را برای تئوری ها و عملیات مدیریت نشان داد. در کشور ما به دلیل قدمت تاریخی آن، چنین مواردی ممکن است بیش از سایر کشور ها باشد که بحث در مورد آنها از مقوله این رساله خارج است.
برخی از مفاهیم و اصول مدیریت نیز به وسیله دانشمندان ایام قدیم مطرح شده است. به عنوان مثال سقراط وظایف مدیر خوب را بررسی میکند و بیان میدارد که مدیر باید حسن نیت کارکنان را جلب کند و چنانکه علاقه همگان جلب کرد و همکاری آسان شود. 5
فارابی نیز با عنوان نمودن صفات برجسته مدیران و رهبران، مطرح میکند که در انجام کارها باید سلسله مراتب رعایت گردد و رهبر باید دارای هوش زیاد، حافظه قوی و نیروی بیان باشد و عاشق عدالت و صداقت بوده و در انجام کارها استوار باشد.
غزالی نیز در همین زمینه داشتن ویژگی های عدالت، هوش، شکیبایی و فروتنی را برای رهبران لازم می داند و معتقد است که رهبران باید از صفات رشک، غضب، تنگ چشمی و بد اندیشی احتراز کنند.6
علاوه بر اینها دانشمندان زیادی در مورد مدیریت دارای نظرات و تالیفاتی بوده اند که هر کدام به نوبه خود سهمی در گسترش این علم داشته اند که بحث در مورد آنها نیاز به رساله ای مستقل دارد.
نظریه های کلاسیک مدیریت
هر چند سابقه مدیریت به هزاران سال پیش و به وجود آمدن اولین تمدن های بشری مربوط می گردد، با این حال سابقه مدیریت به عنوان یک علم سازمان یافته به اوایل قرن بیستم برمی گردد، و شامل تئوری های کلاسیک مدیریت میشود، که عبارتند از: نظریه مدیریت علمی، نظریه مدیریت اداری (اصول گرایان) و نظریه بوروکراسی.
نظریه مدیریت علمی
در اوایل قرن نوزدهم «فردریک وینسلو تیلور» با همکاری عده ای از دانشمندان سعی نمودند تلاش های مدیریتی را با استفاده از تکنیک های فنی و بکارگیری روش های مهندسی در «طراحی شغل» علمی تر سازند.
هدف اولیه این گروه را میتوان استفاده موثر از نیروی کار و افزایش کارآیی قلمداد نمود. خود تیلور در این زمینه بیان می دارد «هدف اصلی مدیریت باید به دست آوردن بیشترین نیک فرجامی برای کارفرما همراه با بیشترین نیک فرجامی برای هر یک از کارکنان باشد و این کار میتواند تنها از طریق بزرگترین بهره دهی ممکن کارکنان و ماشین آلات یک سازمان پدید آید.» اصولی را که تیلور بهعنوان اصول مدیریت علمی مطرح نموده و مدیران را به توجه به آنها فرا می خواند عبارتند از:7
1) مدیران باید نخست برای هر بخشی از کار یک انسان، دانشی پدید آورند که جای روش های کهنه «سرانگشتی» را خواهد گرفت.
2) آنها باید کارگران را به روش علمی انتخاب کنند، به آنها کار بیاموزند و آنها را آموزش داده و بپرورانند.
3)آنها باید با کارگران همکاری کنند تا اطمینان بیابند که همه کارها بر پایه اصولی که از دانش نو پدید آمده است به انجام برسند.
4) میان مدیریت و کارگران باید به تقریب، یک تقسیم عادلانه و برابر کار و مسئولیت وجود داشته باشد.
نظریه مدیریت اداری (اصول گرایان)
هنری فایول، صنعت گر فرانسوی یکی دیگر از نظریه پردازان کلاسیک مدیریت بود که فعالیت های سازمان را در شش دسته فنی، بازرگانی، ایمنی، حسابداری، مالی و وظایف مدیریتی طبقه بندی نمود و وظایف مدیریتی را در قالب برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل مطرح نمود. او همچنین اصولی را که در اثر تجربه به آنها دست یافته بود و برای تقویت پیکره سازمان، آنها را لازم و ضروری می دانست، به صورت اصول چهارده گانه مدیریت بیان نمود که عبارتند از: تقسیم کار، اختیار، انضباط، وحدت فرماندهی، وحدت مدیریت، وابستگی منافع فردی به اهداف کلی سازمان، جبران خدمات کارکنان، سلسله مراتب، نظم، عدالت، ثبات، ابتکار عمل، تمرکز و احساس یگانگی.8
نظریه بوروکراسی
«ماکس وبر» جامعه شناس آلمانی که تقریباً همزمان با تیلور و فایول زندگی میکرد، نظریه پرداز دیگر مکتب کلاسیک مدیریت بود که مفاهیم بوروکراسی را مطرح نموده و بر اساس آن یک سلسله راهنمایی های عقلائی را برای ایجاد ساختار مناسب سازمانی پیشنهاد نمود. ماکس وبر با ارائه فهرستی از ویژگی های مدیریت بوروکراتیک سعی در ارائه یک الگوی ایده آل برای سازمانها داشت.
مزایا و محدودیت های عمده تئوری های کلاسیک مدیریت
الف) مزایا:
1) منجر به یافته هایی شدند که برای توسعه تئوری های مدیریت مفید بودند.
2) فرآیند ها، وظایف و مهارت های کلیدی مدیریت را که امروزه هم شناخته شده هستند، مشخص و تعریف نمودند.
3) توجه به مدیریت به عنوان یک رشته معتبر علمی را رواج دادند.
ب) محدودیت ها:
1) بیشتر در مورد سازمان های ساده و ثابت مناسب هستند و درباره سازمان های پیچیده و پویا کارایی چندانی ندارد.
2) اغلب رویه های جهان شمولی را تجویز میکردند که در برخی موقعیت ها مناسب نبودند.
3) به انسانی به جای آنکه به عنوان یک منبع و یک موجود ارزشمند بنگرند، بیشتر به عنوان یک ابزار می نگریستند.
مکتب روابط انسانی
نهضت روابط انسانی از مطالعات هاثورن آغاز شد. بر خلاف تئوری های کلاسیک مدیریت که یک رابطه «محرک-پاسخ» ساده ای را در صحنه کار فرض می کردند که در آن طراحی صریح مشاغل و مشوق های مناسب سبب میگردید که کارگران همانگونه که از آنها خواسته شده است کار کنند و در نتیجه بازدهی را افزایش دهند. تئوری روابط انسانی فرآیند پیچیده ای را پیشنهاد میکند که در آن کارگران به متغیرهای اجتماعی همچون احساسات، وضعیت متقابل افراد در صحنه کار و گروه های کاری بیشتر از متغیرهای فیزیکی پاسخ میدهند. یک فرضیه مکتب روابط انسانی این بود که اگر مدیریت به کارکنان و گروه های کاری توجه بیشتری داشته باشد سبب رضایت آنها شده و در نتیجه منجر به عملکرد بهتری خواهد شد. التون مایو، ابراهام مزلو و مک کریکور از جمله کسانی بودند که سهم عمده ای در این مکتب داشتند.
تئوری مقداری مدیریت (علم مدیریت)
تئوری علم مدیریت در اواخر جنگ جهانی دوم توسعه یافت و در ابتدا به وسیله نظامیان در هنگام حرکت تجهیزات و جابجایی نیروها مورد استفاده قرار گرفت. هدف این تئوری استفاده از تکنیک های فنی، آماری و ریاضی برای حل مسائل عملیاتی برنامه ریزی و کنترل و همچنین کمک به مدیریت در امر تصمیم گیری است، اختراع کامپیوتر و همچنین گسترش کاربرد های آن سبب رشد بیشتر علم مدیریت گردید.
نگرش سیستمی- مدیریت نظام گرا
در نگرش سیستمی سازمان به عنوان یک سیستم باز در نظر گرفته میشود که از پنج جز اصلی (داده- ستاد- فرآیند- باز خور و محیط) تشکیل گردیده است. این نوع نگرش همچنین بهترین وسیله وحدت بخشیدن به مفاهیم و تئوری های گوناگون مدیریت به منظور دستیابی به یک نظریه جامع است. در نگرش سیستمی سازمان بهعنوان یک کل، نگریسته میشود که برای شناخت و درک آن، شناخت اجزا و عناصر تشکیل دهنده آن و همچنین روابط و کنش های متقابل میان اجزا آن ضروری است. خاصیت کل به این امر اشاره دارد که همیشه یک کل بزرگتر از مجموع اجزا آن است.
این خاصیت این پیام مهم را برای مدیران دارد که در آن به نیاز به همکاری با یکدیگر جهت دستیابی به اهداف کلی تاکید شده است. خاصیت خرده سیستم ها و روابط میان آنها این مفهوم را برای سازمان در بر دارد که تغییر در هر بخشی از سامان در سایر بخش ها و همچنین کل سازمان تاثیر خواهد گذاشت و بالاخره مفهوم سیستم باز این مسئله را به مدیران گوشزد میکند که بایستی همواره به اهمیت محیط و عوامل تشکیل دهنده آن توجه نموده و تاثیرات آنها را بر روی سازمان شناسایی نموده و مد نظر قرار دهند. .
مدیریت اقتضایی
حرکت به سوی سیستم های باز باعث مطرح شدن دیدگاه «طراحی موقعیتی یا اقتضائی» شد. این دیدگاه را به طور خلاصه میتوان بدین گونه بیان کرد که محیط های گوناگون، نیازمند روابط سازمانی متفاوتی هستند تا از این طریق بیشترین کارایی حاصل آید. بر این اساس دیگر «تنها یک بهترین راه» وجود ندارد.
خواه آن راه مورد نظر به شیوه کلاسیک تعیین شود، خواه بر مبنای نظریات رفتاری. 9
تئوری اقتضائی بیان می دارد که مناسب ترین رفتار مدیر در هر موقعیتی بستگی به ویژگی ها و شرایط آن موقعیت دارد. مدیران بایستی از تمام تئوری ها اعم از تئوری های رفتاری، کلاسیک، روش های مقداری و همچنین نگرش سیستمی آگاهی داشته و در هر وضعیتی با توجه به ویژگی های آن وضعیت از هر کدام از تئوری ها به نحو مطلوب استفاده نمایند.
تاثیر تئوری های مدیریت بر مدیریت آموزشی
تئوری ها و مکاتب مدیریت هر کدام به نوبه خود تاثیراتی را بر روی مدیریت آموزشی داشتند. نهضت مدیریت علمی علاوه بر موسسات صنعتی و کارخانه ها در نظام های آموزشی نیز موثر واقع شد. دوره ای از تاریخ مدیریت آموزش و پرورش کشور ایالات متحده به نام عصر پرستش کارایی معروف است که طی آن هواداران مدیریت علمی به کاربرد اصول آن در نظام های آموزشی همت گماشتند.10 تعیین دقیق وظایف، مسئولیت ها، ابزار و روش های انجام کار و همچنین نظارت، سنجش و ارزشیابی دقیق در سازمان ها از جمله سازمان های آموزشی را می توان به عنوان تاثیرات مدیریت علمی برشمرد. نظریه مدیریت اداری نیز بر مدیریت آموزشی اثر گذاشته است. جوانب رسمی سازمان نظام آموزشی نظیر اهداف، خط مشی ها، سلسله مراتب، اختیار، تمرکز و عدم تمرکز و … عمدتاً به مفاهیم و اصول نظریه فوق اشاره دارند.11
مفاهیم و اصول نظریه روابط انسانی نیز بیشترین تاثیر را در مدیریت آموزشی داشته است. با توجه به ماهیت کار آموزش و پرورش اصول و مفاهیم این نظریه شاید بیش از هر سازمانی در محیط های آموزشی زمینه پذیرش داشت. در پرتو رهنمودهای این تئوری شناخت جدیدی نسبت به پیچیدگی های روابط انسانی پدید آمد و آموزش مهارت های انسانی در سازمان ها، بالاخص سازمان های آموزشی رواج یافت. در نظام آموزشی که قبل از به وجود آمدن این نظریه بر اساس اصول نظریه های کلاسیک اداره می شدند. با مطرح شدن این نظریه، ضرورت توجه به کیفیت روابط انسانی محسوس گردید و بسته به میزان توسعه یافتگی فرهنگی و آموزشی کشور ها، اصول روابط انسانی جایگاهی در آموزش مدیران و کاربردی در عملکرد آنان پیدا کرد.12
نظریه سیستم ها نیز مدیریت آموزشی را تحت تاثیر قرار داده است. این نظریه سبب گردیده که نظام های آموزشی به عنوان نظام های اجتماعی که اجزای اصلی آن را افراد انسانی تشکیل می دهند در نظر گرفته شوند. سیستم اجتماعی مجموعه معینی است از اجزا و فعالیت هایی که در کنش و واکنش متقابل با همدیگر موجودیت اجتماعی واحدی را تشکیل می دهند. توجه به نظام های آموزشی «مدارس» به عنوان یک سیستم اجتماعی به مدیران آموزشی این امکان را میدهد که از یک سو به اجزای تشکیل دهنده سیستم و ویژگی های هر یک از آنها و روابط متقابل آنها توجه نموده و از سوی دیگر ارتباط این اجزا را با کل سیستم مد نظر قرار دهند و همچنین تاثیر عوامل گوناگون محیطی بر روی سیستم را بشناسند و اقدامات لازم را پیش بینی کنند. تجسم سازمان های آموزشی به عنوان سیستم های اجتماعی همچنین توجه بیشتر به اجزای اصلی تشکیل دهنده آنها یعنی افراد انسان را یاد آوری نموده و توجه به پیچیدگی های روانی و رفتاری آنها را مد نظر قرار میدهد.
نظام آموزشی، به عنوان یک سیستم اجتماعی، به منظور انجام ماموریت رسمی خود (آموزش و پرورش) منابع مورد نیاز خود را به صورت درونداد از جامعه می گیرد و سپس از طریق یک سلسله فرا کردهای پیچیده ای که مستلزم به کارگیری ساختار سازمانی، افراد، تکنولوژی و ایفای وظایف معینی است دانش آموزان را آموزش و پرورش می دهد و بالاخره نتیجه کار (برونداد) خود را به صورت افرادی که صلاحیت و شایستگی پیدا کرده اند تحویل جامعه می دهد.
تعاریف مدیریت و مدیریت آموزشی
اندیشمندان و صاحب نظران مدیریت تعارف متعددی از مدیریت ارائه داده اند. به عنوان نمونه برخی از تعاریف مورد بررسی قرار می گیرند. برخی از صاحب نظران، مدیریت را انجام دادن کار با دیگران تعریف می کنند. دانشمند دیگری مدیریت را اینگونه تعریف میکند: «مدیریت فرآیند بکارگیری منابع انسانی و مادی از طریق انجام وظایف، برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل برای رسیدن به اهداف معین است.» کونتز و اودانل مدیریت را به صورت «فرآیند طراحی و پایا نگهداشتن محیطی که در آن افراد از راه همکاری و به گونه گروهی میتوانند ماموریت ها و اهداف برگزیده را به اجرا درآورند.» تعریف میکنند.13
به گونه کلی و در یک تعریف جامع، مدیریت را میتوان این گونه تعریف کرد. « مدیریت فرآیند بکارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می پذیرد. 14
از مدیریت و رهبری آموزشی نیز تعاریف مختلفی ارائه شده است. مدیریت آموزشی گاهی مترادف با مدیریت و به معنای اعم تعریف میشود. در این صورت عبارت است از برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کلیه امور مربوط به آموزش و پرورش. با این وجود مدیریت آموزشی غالباً به معنی اخص مورد نظر است. یعنی مدیریت آن بخش از سازمان های آموزشی که مستقیماً با امر آموزش و پرورش و یادگیری مرتبط میباشند. در معنای اخیر فعالیت های صف سازمان های آموزشی مد نظر هستند. 15
از تعاریف فوق میتوان نتیجه گرفت که مدیریت آموزشی امری جدا از مدیریت در مفهوم عام آن نیست. آنچه که بایستی مد نظر قرار گیرد ویژگی های منحصر به فرد سازمان های اموزشی است که به مدیریت آموزشی علاوه بر مدیریت در مفهوم عام آن محتوای خاصی می بخشد و مدیران آموزشی باید همواره آنها را مد نظر قرار دهند. مدیران آموزشی نیز برای رسیدن به اهداف آموزشی به ناچار انجام وظایف مدیریتی در قالب برنامه ریزی، سازماندهی، تامین و بکارگیری منابع انسانی، هدایت و رهبری و کنترل را به عهده دارند.

ویژگی های منحصر به فرد مدیریت آموزشی
با اینکه وجوه مشترک بسیاری بین مدیریت آموزشی و مدیریت در مفهوم عام آن وجود دارد و این مزیت سبب استفاده از یافته های علمی مدیریت در امر مدیریت آموزشی میگردد. با این حال لازم است ویژگی های منحصر به فرد سازمان های آموزشی و به تبع آن مدیریت آموزشی مورد شناسایی قرار گرفته و برای عملکرد بهتر و موثر تر مورد توجه قرار گیرند. با توجه به اهمیت این ویژگی ها برخی از آنها در اینجا بر می شماریم.
1- اولین ویژگی عبارت از این است که خدمات نظام آموزشی از اهمیت اجتماعی فراوانی برخوردار است و عملکرد سایر موسسات در دراز مدت مستقیماً وابسته به عملکرد نظام آموزشی است. به همین خاطر جامعه نیز از نظر تخصیص منابع مادی و انسانی اولویت خاصی برای آن قائل است. از سوی دیگر در معرض دید و قضاوت افکار عمومی قرار داشته و جامعه و مردم نسبت به عملکرد آن حساسیت زیادی دارند. از این رو مدیران آموزشی باید به افکار عمومی و واکنش مردم توجه کافی بنمایند.
2- پیچیدگی، ظرافت و حساسیت وظیفه در سازمان های آموزشی و پیچیدگی مسائل انسانی و روانی در امر تدریس و یادگیری، نزدیکی روابط میان معلمان، دانش آموزان و سایر دست اندر کاران رامی طلبد. مدیران آموزشی باید از پیچیدگی و حساسیت وظایف معلمان آگاه بوده و در ایجاد روابط تسهیل کننده آموزشی تلاش نماید.
3- سر و کار داشتن با معلمان و مربیانی که اکثراً و یا حتی تماماً دارای تخصص و صلاحیت های حرفه ای بوده و از بلوغ و آمادگی شغلی بالایی برخوردارند. از ویژگی های دیگر سازمان های آموزشی است. به نظر میرسد هر چقدر آگاهی های حرفه ای و تعهد به ارزش های شغلی بیشتر باشد به همان اندازه نیاز به اعمال مقررات اداری کمتری خواهد بود. لذا مدیران آموزشی باید به این مسئله توجه نموده و به نظرات و شخصیت معلمان توجه کافی بنمایند.
4- دشواری ارزشیابی در سازمان های آموزشی یکی دیگر از این ویژگی هاست. ارزشیابی از کار آموزش و نتایج آن هر چند از ابزارهای نیز استفاده میشود، نمی تواند به طور مثال مانند ارزشیابی میزان تولید یک کارگاه با میزان فروش و … یک ارزشیابی عینی تر باشد. بنابراین ارزشیابی های آموزشی یکی از دشوار ترین وظایف مدیران آموزشی است.16
5- متمایز بودن ویژگی های اهداف سازمان های آموزشی با سازمان های دیگر نیز یکی دیگر از مسائلی است که باید مورد توجه مدیران آموزشی قرار گیرد. قابل تعریف نبودن اهداف آموزشی به صورت دقیق و بر اساس آمار و ارقام، متنوع بودن اهداف آموزشی و دراز مدت بودن بیشتر اهداف و ثمر دهی آنها در دراز مدت باعث میشود که سازمان های آموزشی به طرز خاصی نگریسته شوند و متناسب با این نوع اهداف منحصر به فرد برنامه ریزی شود.
6- و بالاخره ویژگی منحصر به فرد سازمان های آموزشی بالاخص مدارس، وجود فراگیران و دانش آموزان است. دانش آموزان از یک سو به عنوان اعضا سازمان محسوب میشوند و از سوی دیگر به عنوان مراجعین مطرح میگردند. اعضا سازمان معمولاً می توانند نارضایتی خود را از طریق انتقاد، اعتراض و یا حتی به صورت ترک خدمت ابراز می دارند.
اما دانش آموزان معمولاً نمی توانند به راحتی ترک تحصیل نموده و بعضاً نارضایتی خود را از طریق علم ستیزی و مسائلی از این قبیل نشان میدهد که گاهاً دارای اثرات نا مطلوبی است.
لذا در مدیریت آموزشی، مسائل دانش آموزان جایگاه ویژه ای دارد که سایر سازمان ها با چنین مسائلی سر و کار ندارند.
مهارت های مورد نیاز مدیران
«رابرت کتز» به طور کلی سه نوع مهارت را برای اجرای فرآیند مدیریت لازم و ضروری می داند. این سه نوع مهارت عبارتند از: مهارت فنی، مهارت انسانی و مهارت ادراکی.
مهارت فنی: یعنی توانایی بکار بردن دانش، روش، تکنیک ها و تجهیزات لازم برای انجام وظایف خاص که از طریق تجزیه، تحصیل و آموزش کسب میشود.
مهارت انسانی: به معنی توانایی کار با مردم و به وسیله مردم است که شامل شناخت و درک انگیزش و بکار گرفتن رهبری است.
مهارت ادراکی: به معنی توانایی درک پیچیدگی کل سازمان و جایگاه عملیات خود فرد در سازمان است. این دانش به فرد اجازه میدهد که مطابق اهداف کل سازمان عمل کند نه بر پایه اهداف و نیازهای گروهی خویش.
ترکیبی از سه نوع مهارت، برای مدیران در رده های مختلف سازمان لازم است. با پیشرفت فرد از سطح عملیاتی به رده های بالاتر مدیریت، ترکیب این سه نوع مهارت فرق خواهد نمود.
برای اثر بخشی بیشتر، هر چقدر فرد از سطوح پایین مدیریت به سطوح بالاتر برود نیاز به مهارت فنی کمتری داشته و در مقابل به مهارت ادراکی بیشتری نیاز خواهد داشت. در سطوح پایین، نیاز به مهارت فنی بیشتر است، زیرا از آنها خواسته میشود زیر دستان خود را آموزش دهند و سرپرستی کارکنان صفی را به عهده بگیرند. اما در عوض مدیران رده های بالاتر نیاز کمتری به نحوه انجام کارها در سطوح عملیاتی دارند. ولی باید بتوانند چگونگی ارتباط این وظایف را در کسب اهداف کلی سازمان بشناسند.
با اینکه مهارت های لازم فنی و ادراکی در رده های مختلف مدیریت متفاوت است، ولی مهارت انسانی تنها شاخص مشترکی است که در تمام رده ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نقش به سزایی دارد. مهارت انسانی از سه جز اصلی درک رفتارگذشته، پیش بینی رفتار آینده و همچنین هدایت، کنترل و تغییر رفتار آینده تشکیل شده است.
صاحب نظران دیگری، مهارت دیگری را برای مدیران لازم و ضروری می داند و آن مهارت طراحی و حل مسئله است. مدیران باید توانایی حل مشکلات به شیوه ای که به سود سازمان باشد را داشته باشند و بتوانند علاوه بر اینکه مشکلات و مسائل را بشناسند و تجزیه و تحلیل کنند، همچون یک مهندس طراح خوب، راه عملی مناسبی را برای حل آنها طراحی نمایند. مدیران همچنین باید قادر باشند عوامل محیطی را به دقت شناسایی کنندو اثرات آنها را بر روی سازمان شان بسنجند و از فرصت های بدست آمده به نحو مطلوب استفاده نموده و عواملی را که بر سر راه فرصت ها ایستادگی میکنند، شناخته و آنها را از میان بردارند.17 «کیمبل وایلز» از صاحب نظران معروف مدیریت آموزشی با توجه به ویژگی های منحصر به فرد مدیریت آموزشی بالاخص مدیریت مدارس مهارت های مورد نیاز مدیران آموزشی را در پنج دسته به شرح زیر تقسیم بندی میکند.
مهارت های مورد نیاز مدیران آموزشی برای مدیریت مدارس
1- مهارت در رهبری: مدیر آموزشی باید بتواند موجبات تشویق و دلگرمی کارکنان و در نتیجه زمینه بروز استعدادهای نهفته کارکنان را فراهم آورد. ایجاد اهداف و مقاصد مشترک گروهی و ایجاد فرصت همکاری و مشاوره کارکنان از گام های اساسی در این زمینه است. در این راستا، مدیران باید مسئولیت تقویت روحی کارکنان و هدایت آنها در جهت کسب اهداف آموزشی را به عهده بگیرند.
2- مهارت در استفاده از روابط انسانی: یکی از وظایف مدیران آموزشی به وجود آوردن محیطی سالم، شادی بخش و روح افزا است. در این راستا مدیران باید بتوانند در ارتباط با افراد، شخصیت آنها را محترم شمرده و نسبت به حل مشکلات آنها دلسوزی کافی به خرج دهند و همچنین بتوانند به آرا و نظرات افراد توجه کافی بنمایند و از این طریق موجبات روابط انسانی مطلوب را فراهم آورد.
3- مهارت در برقراری روابط گروهی: مدیر آموزشی باید قادر باشد شرایطی ایجاد نماید که افراد با همکاری یکدیگر امور محول را انجام دهند. هر گاه فرصت های فراوانی برای هر یک از معلمان در اندیشیدن و طرح ریزی برای کار و کوشش گروهی وجود داشته باشد، وسایل رشد و اعتلای هیئت مدرسان مدرسه هم فراهم می‌شود. یک قسمت اساسی در ایجاد روابط گروهی، کار سازمان دادن گروه های کاری و تبیین وظایف و نحوه ارتباط آن گروه ها است.
4- مهارت در امور استخدامی: بی توجهی در بکارگیری مناسب افراد با توجه به توانایی و استعدادهای افراد، موجب محروم ساختن آموزشگاه از حداکثر استفاده از وجود افراد می گردد. مدیر آموزشی باید پیوسته مراقب باشد که افراد در مشاغل و کارهایی که متناسب با استعداد و توانایی های افراد نیست بکار گرفته نشوند و این امر مستلزم شناخت دقیق مدیران از استعدادهای زیر دستانشان از یک سو و شناخت کامل از مشاغل موجود و صلاحیت های مورد نیاز برای تصدی آنها از سوی دیگر است.
5- مهارت در ارزشیابی: مهارت در استفاده از روش های صحیح ارزشیابی، مدیر مدرسه را قادر خواهد ساخت که به معلمان در گرفتن تصمیمات لازم یاری کنند. درا ین راستا، مدیران بایستی اهداف و مقاصد آموزشی را برای افراد بیان نموده و موازین و ضابطه های تعیین میزان پیشرفت را مشخص نمایند. مدیر باید قادر باشد از ارزشیابی به عنوان یک وسیله بهبود و پیشرفت کار استفاده نماید، نه بعنوان وسیله مچ گیری و اعمال فشار، مدیر همچنین باید بتواند تا حد ممکن از تاثیر پیش داوری ها، اغراض شخصی و ظاهر افراد در امر ارزشیابی بکاهد و در نهایت صداقت و بی نظری ارزشیابی نموده و از نتایج ارزشیابی نیز به عنوان وسیله ای برای تصحیح خطا ها، سنجش میزان پیشرفت افراد و همچنین به عنوان یک وسیله انگیزشی مثبت استفاده نماید. 18
عوامل موثر در موفقیت مدیران
برای موفقیت و اثر بخش بودن مدیر، توانایی های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است. مدیر موثر باید از توانایی ها و مهارت های فنی، انسانی، ادراکی و طراحی و حل مسئله برخوردار باشد و همچنین دارای نگرش ها و انگیزه های معینی باشد . طبیعی است که پاداش های سازمانی و جو حاکم بر سازمان برانگیزه ها و نگرش وی اثر می گذارد.
عامل دیگر موفقیت یک مدیر تطابق توانایی های فرد و دانش و آموخته های وی با شغل انتخابی اوست. هر چقدر این تطابق بیشتر باشد امکان موفقیت فزون تر خواهد بود. همچنین میزان همکاری زیر دستان و مافوق ها نیز در موفقیت یک مدیر نقش اساسی دارند. زیرا مدیریت در خلاء انجام نمی گیرد و قدرت مقام ذاتی در پست نیست.
عامل دیگری که در موفقیت یک مدیری می تواند موثر باشد، رویدادهای پیش بینی نشده، شانس و اقبال و امدادهای غیبی است. زیرا همواره توانایی های فرد نیست که برایش موفقیت را به همراه می آورد بلکه ممکن است حوادثی رخ میدهد که امکان موفقیت و رشد و ترقی فرد را بیش از آنچه فکر می کرد فراهم نماید و یا اینکه اتفاقی بیفتد که موقعیت و موفقیت فرد را به خطر اندازد.
نا گفته نماند که بررسی میزان موفقیت و موثر بودن هر مدیری، بر اساس دیدگاه ها و معیارهای سازمانی صورت می پذیرد. نمودار صفحه بعد عوامل موثر در موفقیت مدیر را نشان میدهد. 19

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 22 مهر 1397ساعت Array توسط مدیر  | 

کسب درآمد از سایت های برون سپاری (دورکاری)

کسب درآمد از سایت های برون سپاری (دورکاری) در ایران بدی های انجام پروژه به روش سنتی تصور کنید که برای انجام...

کسب درآمد از سایت های برون سپاری (دورکاری)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 22 مهر 1397ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه بررسی ضریب رفتار قاب­های خمشی فولادی مجهز به میراگرهای اصطکاکی دورانی

    دانلود متن کامل پایان نامه رشته عمران با فرمت ورد :بررسی ضریب رفتار قاب­های خمشی فولادی مجهز به...

پایان نامه بررسی ضریب رفتار قاب­های خمشی فولادی مجهز به میراگرهای اصطکاکی دورانی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 22 مهر 1397ساعت Array توسط مدیر  | 

4f/f (596)

4f/f (596)

بررسي محيط هاي : صحرايي و بياباني

دريايي و درياچه‌اي

دلتايي و مصب ها

استاد راهنما :

آقاي اكبرسرگزي

گردآورنده :

مسعود هودرجي

دانش آموز سال سوم كار و دانش ، شاخه برق صنعتي

بهار 1382


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 7 آبان 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

6f/2 (34813)

6f/2 (34813)

بزرگترين گناهان

اميرالمومنين (ع) مي فرمايد:

« ان اعظم الخطايا عند الله اللسان الكذوب »

بزرگترين گناهان نزد خدا، زبان بسيار دروغ گو است.

زبان دروغ گو داشتن، يعني دروغ گو بودن. دورغ بودن به وسيله زبان، وجود پيدا مي كند و زبان يكي از علل وجودي دروغ است. اگر كسي دروغي بگويد، اين كار با زبانش انجام مي گيرد. اگر زباني بسيار دروغ گو باشد، دارنده آن زبان، بسيار دورغ خواهد گفت.

هر گناهي با عضوي از اعضاي انسان در خارج رخ مي دهد و گناه را مي توان به آن عضو نسبت داد. چون گناه كار گناه را به وسيله آن عضو انجام داده است دست خيانت كار داشتن، يعني دزد و خائن به مال بودن. چشم ناپاك داشتن، يعني خائن به ناموس بودن. زبان دروغ گو داشتن يعني دروغ گو بودن.

سر آن كه زبان پر دروغ، بزرگ ترين گناه است، در آينده روشن خواهد شد. اكنون بايد معناي دروغ روشن شود.

دروغ چيست؟

دروغ، سخن برخلاف حقيقت است و دروغ گو كسي است كه بر خلاف حقيقت خبري مي دهد.

شما اگر گرسنه باشيد و به منزل دوست خود برويد، او براي شما غذا بياورد، شما بگوييد من سير هستم، اين سخن دروغ است، چون برخلاف حقيقت است؛ شما نيز دروغ گو هستيد، زيرا بر خلاف حقيقت خبر داده ايد.

كم را بيش گفتن يا بيش را كم گفتن، دروغ است و گوينده اش دروغ گو مي باشد، چنان كه بود را نبود و يا نبود را بود خبر دادن دروغ گويي مي باشد و نيز بد را خوب و خوب را بد يا كوچك را بزرگ و بزرگ را كوچك خوندن، دروغ خواهد بود.

دروغ و دروغ گويي

دروغ از صفات سخن است و دروغ گويي از صفات سخن گو و اين دو هميشه با هم يار نيستند. مي شود سخني دروغ باشد، ولي گوينده اش دروغ گو نباشد، چنان كه ممكن است كسي دروغ بگويد، ولي سخنش دروغ نباشد، بلكه راست و مطابق حقيقت باشد.

شما اگر به وقوع حادثه اي اطمينان پيدا كرديد، در صورتي كه آن حادثه رخ نداده باشد، هنگامي كه از وقوع آن خبر مي دهيد. شما دروغ گو نيستيد ولي خبر شما دروغ است. دروغ گو اگر سخن راستي بگويد كه به نظر ش برخلاف حقيقت باشد خبر او راست است، چون مطابق با واقع است، ولي خودش دروغ گفته زيرا به نظر خودش بر خلاف حقيقت، سخن گفته است.

نظريه اي از قرن سوم

نظام، دانشمند نامي قرن سوم در دروغ نظريه اي دارد او مي گويد:

« دروغ ، سخن بر خلاف عقيده است، نه برخلاف واقع.»

نظام براي اثبات صحت نظريه اش به اين آيه شريفه استدلال مي كند:

« ولله يَشهد ان المنافقين لكاذبون»

خدا گواهي مي دهد كه منافقان ، دروغ گويند.»

منافقان، شرفياب حضور رسول خدا (ص) مي شدند و عرضه مي داشتند كه ما گواهي مي دهيم كه تو رسول خدا (ص) هستي.

خدا در اين سوره مباركه با پيغمبر خود سخن مي گويد و منافقان را به او مي شناساند. خدا مي فرمايد: وقتي كه منافقان نزد تو آمدند و گفتند كه ما شهادت مي دهيم كه تو رسول خدا هستي، با آن كه خدا مي داند كه تو رسول او هستي و ليكن بدان كه منافقان دروغ مي گويند.

بيان استدلال: سخن منافقان كه شهادت به رسالت بود، سخني بود مطابق حقيقت، ولي خدا آنان را دروغ گو خوانده است.

دروغ گو بودن منافقان از اين نظر است كه آن ها اين سخن را از روي ايمان نگفتند، بلكه در دل، برخلاف آن، عقيده داشتند؛ از اين پي مي بريم كه دروغ، سخن برخلاف عقيده است، نه بر خلاف حقيقت.

نظريه به اين نظريه

گويا دو چيز، موجب اشتباه اين مرد دانا شده كه دروغ را سخن برخلاف عقيده پنداشته نه برخلاف حقيقت.

غفلت از اين كه كاذب هم صفت خبر قرار مي گيرد و هم صفت مخبر؛ او پنداشته كه كاذب، تنها صفت مخبر خواهد بود و بس.

گمان آن كه ميان خبر دروغ و دروغ گو ملازمه مي باشد و اين صورت به خاطرش نرسيده كه ممكن است خبر دهنده، دروغ گو باشد، ولي خبرش دروغ نباشد، لذا نتيجه گرفته كه دروغ، سخن برخلاف اعتقاد است نه برخلاف واقع.

ولي آيه شريفه اگر دليل بر سخن ما نباشد، سخن نظام را اثبات نمي كند، زيرا سخن منافقان، راست و عين حقيقت بود، ولي خود آن ها در اين حقيقت گويي دروغ گو بودند. چون كلامشان را برخلاف واقع مي پنداشتند.
علماي بيان، استدلال نظام را چنين ابطال كرده اند كه منافقان، دروغ گوي در شهادت دادن بوده اند.

واژه دروغ

آيا ريشه كلمه دروغ، دو رخ بوده؟ يا بسيط است و تركيبي در آن نيت؟

هر چه باشد، مربوط به بحث ما نيست، زيرا ما از نظر اخلاقي و اجتماعي در آن بحث مي كنيم، نه از نظر لفظي ، ولي آن چه مسلم است، دروغ با دو رويي همراه است و دروغ گو، دو رخ مي باشد و زبان و دلش يكي نيست.

دو رو، كسي است كه يك رو، بيش تر دارد، خواه دو رو داشته باشد، خواه چندين رو.

دو رويي دروغ گو، چنين است: به اين كه مي رسد، سخني مي گويد و با رويي ملاقات مي كند و به آن كه مي رسد، خلافش را مي گويد و با روي ديگر ملاقات مي كند؛ در اين ساعت اين گونه سخن مي گويد، در ساعت ديگر طور ديگر، او داراي چندين رو و چندين زبان است يا آن كه براي خود رويي دارد و براي مردم رويي.

در زبان عرب

دو رويي را در زبان عربي نفاق و دو رو را منافق مي خوانند، پس دروغ گو منافق مي باشد و منافق دروغ گو. قرآن مي گويد:

« والله يشهد ان المنافقين لكاذبون؛

خدا گواهي مي دهد كه منافقان دروغ گويند»

منافق، زبان و دلش دو تاست. با زبان، اظهار مهر مي كند، ولي در دل، سايه شما را نيز مي زند. در جلسه خصوصي سخني مي گويد، در جلسه عمومي سخني ديگر؛ زبان هاي گوناگون دارد و چهره هاي رنگارنگ.

پستي روح

رسول خدا (ص) فرمود: دروغ گويي از پستي روح ريشه مي گيرد( لا يكذب الكاذب الا من مهانه نفسه).

دروغ گو چنين مي پندارد كه بي ارزش بودن خود را مي تواند به وسيله سخن دروغ جبران كند! دانا احتياج به دروغ گويي ندارد، چون داراي دانش است. شايستگان احتياج به دروغ گويي ندارند، چون شايستگي دارند. ثروتمند نيازي به دروغ گويي ندارد، چون مال و منال دارد. دارندگان فضيلت، دارندگان قدرت، احتياجي به دروغ گفتن ندارند، چون فضيلت دارند، قدرت دارند. عطر خودش مي بويد، نيازي به ستودن عطار نيست، وقتي به ستودن عطار، نيازمند مي باشد كه فاقد بوي خوش باشد.

دروغ گو، چون فاقد دانش است مي خواهد نقص خود را به وسيله ادعاي دروغ جبران كند، چون فاقد شايستگي است؛ به دروغ مي خواهد خود را شايسته بنماياند، چون فاقد ثروت است، چون فاقد فضيلت است، چون فاقد قدرت است، مي خواهد اين خلا خود را به وسيله دروغ پر كند. لاف زدن، نشانه دست خالي بودن است. توپ زدن نشانه بي عرضگي است.

كار اهل جهنم

مردي به حضور وجود مقدس رسول خدا (ص) شرفياب شد و از كار اهل جهنم پرسيد.

پيغمبر فرمود: دروغ گفتن.

اگر اهل جهنم راست گو و با حقيقت بودند به آتش جهنم نمي سوختند. دروغ گو پرده خود را مي درد و از حق دور مي شود و به گناهان بسيار، آلوده مي گردد و كسي كه چنين شد، آتش خشم خداي در انتظار او خواهد بود.

تا ديده ات ز پرتو اخلاص روشن است انوار حق ز چشم تو پنهان نمي شود

كشت دروغ، بار حقيقت نمي دهد اين خشك رود چشمه حيوان نمي شود

كمتر از حيوان

دروغ گو انسان نيست، بلكه كم تر از حيوان است. انسان نيست چون فضيلت انسان بر موجودات ديگر، سخن است، سخني كه اخبار از حقيقت باشد و گرنه ياوه رايي را سخن نمي توان ناميد و دروغ گو را از سخن بهره اي نيست، چون اخبار از حقيقت در گفتارش پيدا نمي شود؛ پس دروغ گو با بانگ جانوران يكسان است و جز خسته كردن گوش اثري ندارد.

كم تر از حيوان است، چون در بانگ حيوان ، خيانت راه ندارد ولي سخن دروغ گو، خيانت مي باشد؛ بنابر اين ارزش جانوران از دروغ گويي كه خود را انسان مي پندارد، بيش است.

ارزش ايمان

اكنون كه روشن شد كه دروغ با ايمان سازگار نيست، شايسته است كه اشاره اي به ارزش ايمان براي جامعه بشود و بدبختي هايي كه بر اثر بي ايماني نصيب جامعه مي گردد، گوشزد گردد تا بزرگي خطر دورغ براي اجتماع روشن شود. اگر طبيب، ايمان نداشته باشد، نه به تشخيص او مي توان اعتماد كرد نه به دستور طبي او، نه بيمار زيبا از خيانت او محفوظ خواهد بود و نه مريض پولدار. حال چنين جامعه اي بدتر از جامعه اي است كه طبيب نداشته باشد، زيرا اين جامعه سر بار دارد، مزاحم دارد، خائن دارد، ولي آن جامعه از گزندهاي اين گونه پزشك دارد، ولي آن جامعه از گزندهاي اين گونه پزشك آسوده است.

اگر كاسب، ايمان نداشته باشد، نه به كالا مي توان اعتماد داشت، نه به قيمت آن. اگر در ارباب و رعيت ايمان نباشد، هر يك به ديگري تعدي مي كند و هر كدام از ديگري مي دزدد، باغستان ها و كشتزارها دزدگاه مي شود و محصولات كشاورزي در خطر نابودي قرار مي گيردو خطر قحطي جامعه را تهديد مي كند و ديو گرسنگي پرده از رخ بر مي دارد.

اگر زن ايمان نداشته باشد، شوهر چگونه مي تواند بدو اعتماد كند و ساعتي وي را تنها بگذارد، اگر شوهر ايمان نداشته باشد، تكليف زن بدبختش چه خواهد بود.

اگر دستگاه حاكمه ايمان نداشته باشد، نه به قانون مي توان اعتماد كرد و نه به قانونگذار و نه به اجراي قانون و ملت روي آسايش نخواهد ديد؛ زندگي كردن در چنين جامعه اي، جز سوختن و جان كندن چيز ديگري نيست.

دروغ و عقل

امام هفتم (ع) مي فرمايد: عاقل، دروغ نمي گويد، هر چند دلش بخواهد.

خردمند، آن چه عقل بگويد، مي كند. نادان هر چه دل بخواهد، مي كند. عاقل تابع گفته هاي عقل ميباشد و نادان تابع خواهش دل. نادان زيان را مي بيند، ولي ناديده مي گيرد، چون دلش مي خواهد. دل به سوي دروغ راهنمايي مي كند و نادان، دروغ گو مي شود. عقل با دروغ مي ستيزد، عاقل از دروغ مي گريزد. نادان از ديوانه بدتر است. ديوانه زيان را نمي بيند، ولي نادان مي بيند و ناديده مي انگارد.

سخني از علي (ع)

امير المومنين فرمود:

« لا سوء أسوء من الكذب؛

بديي از دورغ بدتر نيست»

وصي رسول (ص) زشتي دروغ را قطعي دانسته، بلكه بر آن افزوده كه زشت تر از دروغ، گناهي نيست.

زشتي و ناپسندي دروغ، نزد همه كس مسلم مي باشد، مجهولي كه در اين ميان موجود است، مقدار زشتي و بدي دروغ است كه شهسوار ايمان از آن پرده برداشته و آن را بالاترين زشتي ها گفته است؛ بنابر اين مقدار زشتي دروغ نامحدود مي باشد و ناپسندي آن اندازه ندارد. همچنان كه بالاتر از سياهي رنگي نيست، بالاتر از دروغ هم گناهي نه.

چرا؟

در اين جا پرسشي پيش مي آيد كه چرا زشتي دروغ از گناهان ديگر بيش تر است؟

شايد يكي از نكته هاي سخن علي (ع) اين باشد كه بيش تر گناهان يا از شهوت بر مي خيزد يا از غضب و هر كدام را كه گناه كار مرتكب شود، لذتي خيالي و موقتي خواهد برد. گناهي را كه بر اثر شهوت و خواهش دل مرتكب مي شود، لذتي به او مي دهد و گناهي را كه بر اثر خشم و غضب مرتكب مي شود، از لذت انتقام برخوردار مي گردد.

ولي دروغ، خود به خود، لذتي ندارد و كار بيهوده اي است. بر اثر آن، نه به خواسته دل مي رسد و نه آتش انتقام را خاموش مي كند، بلكه گناهي است شوم و بي خاصيت، هر چند دروغ گو براي دورغ خاصيتي مي پندارد و آن پرده اي است كه بدان وسيله، روي نقايص و گناهان خويش مي كشد، ولي اشتباه او همين است، زيرا حقيقت آشكار خواهد شد و زير پرده نخواهد ماند، دروغي كه هيچ گونه لذتي براي آن تصور نمي شود و دروغ گو براي دروغش نمي تواند هيچ گونه عذري بتراشد، در صورتي كه دروغ براي او شومي در جهان را خواهد آورد؛ پس سزاوار است كه بالاتر از آن گناهي نباشد.

شايد نكته ديگر سخن علي اين باشد كه دروغ، دروغ مي زايد. دروغ، راه را براي زشتي ها باز مي كند. دروغ سپر جنايات قرار مي گيرد و دروغ گو را بر اثر ارتكاب گناه دلير مي كند. دورغ نه تنها خودش گناه است، بلكه گناه هايي در پي دارد، ولي گناهان ديگر خودشان مي باشند وبس. گناه كار پس از ارتكاب گناه، پشيماني به وي دست مي دهد كه ممكن ات موجب توبه اش بشود، ولي دروغ گو ، پس از دروغ، خود را موفق تر مي بيند و براي دروغ ديگر آماده تر مي شود. (آري مار جز مار نيارد.)

خود نمايي

خودنمايي از كوتاهي فكر ريشه مي گيرد و از كارهاي بسيار زشت است و موجب مي شود كه دگران با ديدن استهزا ء به خود نما بنگرند. خودنمايي پيشه روسبيان است. روبي است كه با خود نمايي و خويشتن آرايي مي خواهد دل بفريبد و از پيشه خويش سود فراوان بردارد؛ بنابراين، خود نمايان روسبيان اجتماع مي باشند.

خودنمايي اگر با دروغ گويي همراه باشد، زشتي آن صد چندان بيشت تر خواهد بود. اين گونه خودنمايي نتيجه معكوس خواهد داد. خود نما مي خواهد خود را در نظر دگران عظيم و محبوب گرداند، ولي دروغ كه در راه خود نمايي قرار گرفت، خوار و منفورش خواهد كرد.

ليسيدني ابليس

هشتمين خليفه پيغمبر اسلام(ص) حضرت امام رضا (ع) از نياي بزرگوارش امرالمومنين (ع) روايت مي كند كه آن حضرت دورغ را ليسيدني ابليس خوانده است.

هر خوراكي كه بسيار مورد علاقه باشد، ليسيدني خواهد بود. در تعبيرات عاميانه مي گويند: آن قدر خوب است كه بايد ليسيدش. خوراك خوش مزه و لذيذ را نه تنها مي خورند، بلكه كاسه اش را نيز مي ليسند.

ابليس، آن قدر دروغ را مانند خوراك ليسيدني دوست مي دارد تا آن كه آن را ليسيدني بشر قرار داده است، يعني بشر را به دروغ گويي شايق ساخته. آري اين نكته، قابل انكار نيست كه بسياري از افراد بشر، كاسه ليس ابليس هستند و روزگار خود را در اين دام شيطان به سر مي آورند.

سخني از امام سجاد(ع)

« كان علي بن الحسين(ع) يقول لولده: اتقوا الكذب، الصغير منه و الكبيرَ ، في كلِ جدَ و هزلٍ فان الرجلَ اذا كذب في الصغيرِ اجتري علي الكبير؛

امام سجاد (ع) به فرزندانش مي فرمود: از دورغ بپرهيزيد، خواه كوچك باشد، خواه بزرگ، چه جدي باشد و چه شوخي، زيرا دروغ كوچك، انسان را دلير مي كند كه از دورغ بزرگ نهراسد.»

در آغاز كار، همه از ارتكاب گناه، به ويژه گناه بزرگ، بيم دارند. يكي از چيزهايي كه گناه كار را وادار به گناه بزرگ مي كند، ارتكاب گناهان كوچك و بي اهميت شمردن آن هاست. گناهان كوچك، خوف خدا را از دل مي برد و به جاي آن، جرأت بر خدا را مي آورد. ترك گناهان كوچك به منزله پيشگيري از گرفتار شدن به گناهان بزرگ مي باشد.

دروغ بزرگ و كوچك

دورغ بزرگ، گناهي است كه شعاع عملش وسيع است. اين گونه دورغ را پاره اي از مردم نادان بهتر مي پذيرند. شايد منظور هيتلر از اين كه مردم، دورغ بزرگ را از كوچك، زودتر باور مي كنند نيز همين باشد.

ممكن است كه اين فكر غلط به خاطر كسي برسد كه بيهوده سخن به اين درازي نيست، اگر همه آن دروغ باشد، اندي از آن راست خواهد بود، دروغ دورغ نمي باشد؛ البته چيزي هت، ولي به اين اندازه كه مي گويد نيست، مثلا اگر كسي بگويد من دانشورترين كسم، در صورتي كه نادان صرف باشد، شنونده بي فكر پيش خود مي گويد: بر فرض دانشورترين كس نباشد، بي گمان از دانشوران به نام و انگشت شمار خواهد بود يا كسي كه پشيزي ندارد، خود را ميلياردر معروفي كند شنونده بي فكر بگويد: اقلا ده هزار توماني دارد.

به طور كلي دروغ از پاي بند ويران است و در سخن دروغ گو راه راست و سخن درست نمي توان يافت. كسي براي روضه خواني به كراچي رفته بود، در آن جا ادعا كرده بود كه در رقم چهل هزار شاگرد دارد، در صورتي كه شايد يك شاگرد در حوزه علميه قم براي او نبود. كسي هم از هند به تهران آمده بود و ادعا كرده بود كه سي هزار سني را شيعه كرده است. وقتي راجع به او از يكي از دانشمندان هند تحقيق كردم، او گفت: اين برادر اوست؛ يعني اين كه از هند به تهران آمده، برادر آن كسي است كه از قم به خاك هند رفته است.

دروغ مجاني

سياه بخت ترين دروغ گوها، دروغ گويي است كه بدون هدف دروغ بگويد. او بدون آن كه از دورغ گويي، سودي براي خويش در نظر بگيرد، دروغ مي گويد. بسياري از اوقات، هيچ گونه منظور از دروغ گفتن ندارد، نه شخصي و نه اجتماعي ولي باز هم دروغ مي گويد، (با دوست دورغ مي گويد، با دشمن دورغ مي گويد، با خويش دورغ مي گويد، با بيگانه دورغ مي گويد) گويا براي او، دروغ، طبيعت ثانوي شده است. من نمي دانم اين گونه مردم چه فكر مي كنند. او چگونه فكر مي كند آيا دروغ گويي براي آن ها شكر شده؟ آيا عادت شده؟ آيا راست گويي براي آن ها دشوار گرديده؟ نمي دانم آيا خودشان مي دانند؟

دروغ بر خدا

دروغ بر خدا به طور مستقيم، آن است كه كسي ادعاي پيغمبري كند و خود را فرستاده خداي بخواند، در صورتي كه برانگيخته از طرف خداي نباشد و به دروغ، اين منصب مقدس را دعوي كرده باشد، يا اينكه حكمي را به خدا نسبت دهد، در صورتي كه از طرف مقام مقدس ربويت، چنان حكمي صادر نشده باشد، مثلاً بگويد: خدا شراب را حلال كرده يا آن كه شراب را در فلان نقطه از زمين حلال كرده است و به طور كلي، هر سخني را به آن ذات مقدس، نسبت دادن، در صورتي كه حقيقت نداشته باشد، دروغ بر خدا خواهد بود و يا اعتماد كردن به قياس و تمثيل يا استحسانات عقلي در احكام خدا و آن را به ذات مقدس ازلي نسبت دادن، از اين قبيل مي باشد.

دروغ زشت

بهتان، عيب يا خيانتي است كه به كسي بسته شود، در صورتي كه او پاكيزه از آن عيب و پيراسته از آن گناه باشد.

اين گونه دروغ، زشت ترين دروغ هاست و اگر بگوييم از قتل و آدم كشي بدتر است، چندان راه دوري نرفته ايم. زيرا جنايت كار آدم كش، جان را مي گيرد، ولي مفتري حيثيت و آبرو را مي گيرد و دامن بي گناهي را آلوده مي سازد و بد نامش مي كند.

نرد مردمان شريف، مرگ از زندگي با ننگ برتر است.

اضافه بر اين، بسيار اتفاق مي افتد كه تهمت، بيچاره اي را در خطر قتل مي اندازد پس تهمت داراي دو شومي مي باشد، حال آن كه قتل يك شومي دارد.

زيركي پنداري

در دنياي امروز، فضايل، رفته و رذايل اخلاقي جاي آنها را گرفته، تشخيص صحيح رفته و تشخيص نا صحيح به جايش نشسته است، چيزهايي نشانه خرد و زيركي شده و چيزهايي نشانه ناداني و كودني، كه دو چهره اي و دو زباني از آن جمله مي باشد.

در اين روزگار، چهره هاي گوناگون داشتن نشانه زيركي و خرد مي باشد و به راستي سخن گفتن، نشانه ساده لوحي.

مقصود از دو چهره و دو زبان داشتن، آن است كه آن طوري كه كسي در حضور مي باشد در غياب نباشد. در حضور سخني بگويد و در غياب سخني، در جلو رو، قيافه مهر داشته باشد و در پشت سر قيافه قهر. بدبختانه اين صفت شوم در ميان ما مسلمانان رواج دارد و كساني كه از تشخيص صحيح دور هستند، بدين صفت، آلوده مي باشند و دستي دستي خود را در اين سيه چال مي اندازند.

كسي كه چهره هاي رنگارنگ و زبان هاي گوناگون داشته باشد، دروغ گويي ات احمق و زا خدا بي خبر. احمق است چون به منظورش نمي رسد و از دو چهرگي و دو زباني بر خلاف مقصود نتيجه مي گيرد.

او بدين وسيله مي خواهد، دوستي ديگران را جلب كرده و از منافع آن برخوردار شود، ولي غافل از آن كه بدين وسيله دشمني مردم را براي خويش خريده است. مردم با يكي دو جلسه به دورنگ بودن او پي مي برند و از وي متنفر مي شوند.

از خدا بي خبر است، چون پيوسته با يكي از زشت ترين گناهان يعني دروغ سرو كار دارد و نافرماني حضرت حق را وسيله موفقيت خود قرار داده است. يا يكي از اين دو چهره و از اين دو زبانش دروغ است يا هر دو، يا هر سه يا هر ده.

راست گوي دروغ گو

حضرت خليفه ششم امام جعفر صادق (ع) مي گويد:

« أيما مسلم سأل عن مسلمٍ ، فصَدَق و ادخلَ علي ذلك المسلمِ مضرة كتبَ من الكاذِبينَ؛

مسلماني كه سراغ مسلماني را از او بگيرند و راست بگويد و بر اثر سخنش زياني به آن مسلمان برسد، در زمره دروغ گوينان نوشته خواهد شد.»

يعني گناه كار خواهد بود.

يعني آثار شومي كه دروغ داشت و آن را گناه قرار داده بود، اكنون سخن راست اين مرد، همان اثر را دارد و گوينده اش گناه كار مي باشد.

رفتاري كه حسن عقلي داشته باشد، اگر مقدميت براي جنايت و خيانت قرار گيرد، حسن آن برطرف مي شود و نزد عقل ناپسند مي گردد.

دروغ گوي راست گو

حضرت صادق‌(ع) مي فرمايد:

« وَ من سئلَ عن مسلمٍ فكذبَ و أدخلَ علي ذلك المسلمَ منفعه كتبَ عندالله من الصادقين؛

كسي كه مسلماني را از وي بپرسند و دروغ بگويد و بر اثر دروغ او سودي به آن مسلمان برد، نزد خدا در زمره راست گويان خواهد بود».

دروغ او از دروغ ها جداست، زيرا نه تنها مقدمه براي گناه نيست، بلكه نيكوكاري و خدمت به خلق است. اين وقت است كه ناپسندي دروغ، برطرف مي شود و سخني سودمند و پسنديده خواهد بود. اي خوش آن دروغي كه مسلماني از آن سودي ببرد در مثل آمده كه دروغ مصلحت آميز، به از راست فتنه انگيز است. چه مصلحتي از سود رساندن به مسلمانان بالاتر مي باشد؟ چنين كسي شايستگي دارد كه نزد خدا در زمره صادقان نوشته شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه:7. تاثير ساختار مالكيت بر عملكرد شركتهای پذيرفته شده در ...

تئوري سنتي شركتي بر مبناي مفهوم جعبه سياه[3] قرار دارد كه داده را به ستاده تبديل مي­كند. اين تئوري بيان مي­كند كه هدف شركت حداكثرسازي [...]

دانلود پایان نامه:7. تاثير ساختار مالكيت بر عملكرد شركتهای پذيرفته شده در ...

تئوري سنتي شركتي بر مبناي مفهوم جعبه سياه[3] قرار دارد كه داده را به ستاده تبديل مي­كند. اين تئوري بيان مي­كند كه هدف شركت حداكثرسازي سود مي­باشد كه وقتي حاصل مي­شود كه درآمد نهايي مساوي هزينه نهايي باشد. اين تئوري به ساختار سازماني درون شركت توجهي نداشته است.

در اين تحقيق، نقش ساختار مالكيت؛ به عنوان يكي از سازو كارهاي اصلي حاكميت شركتي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

در این فصل به کلیات تحقیق می­پردازیم. بدین منظور پس از بیان مساله و ضرورت و دلايل توجيهي تحقيق، سوالات، فرضيه­ها و اهداف تحقیق بیان می­شوند. سپس به ترتیب روش­شناسی تحقيق، جامعه و نمونه آماری، مدل تحقيق، متغیرها، تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها روش تحلیل داده­ها و محدودیت­هاي پژوهش مورد بررسی قرار می­گیرد.

در انتهای این فصل، ساختار تحقيق آورده می­شود.

1-2) بيان مساله

موضوع اصلي در مباحث ساختار مالكيت، ” مساله نمايندگي”[4] مي­باشد چرا كه تضاد منافع بين مديران و سهامداران منجر به ايجاد هزينه­هاي نمايندگي مي­شود.

مالكيت پراكنده (غيرمتمركز) به اين خاطر موجب بروز مساله نمايندگي در شركتها مي­شود كه توانايي و انگيزه­هاي سهامداران براي كنترل كردن مديريت ضعيف خواهد شد. سهامداران به طور قانوني شركت را در مالكيت خود دارند ولي آنها هيچ انگيزه­اي براي مالكيت يا كنترل شركت ندارند زيرا سهم آنها اندك است. اگر كار كنترلي يكي از سهامداران باعث عملكرد بهتر شركت شود، آنگاه ساير سهامداران به اميد اينكه ديگر سهامداران كار كنترلي خود را به خوبي انجام مي­دهند، خود را درگير كار كنترلي نخواهند كرد. علاوه بر اين سهامداران معمولا در شركتهاي مختلفي سرمايه­گذاري مي­كنند تا ريسك را از طريق تنوع بخشيدن كاهش دهند. آنها در واقع به اميد سودهاي آتي سهامشان سرمايه­گذاري مي­كنند نه به اميد آينده بهتر شركت. بنابراين مالكيت غير متمركز (پراكنده) انگيزه­ها را براي كنترل مديران تضعيف مي­كند. بعلاوه سهامداران پراكنده توانايي اينكه مديريت را به طور اثر بخش كنترل كنند، ندارند چرا كه اطلاعات كافي و تخصص لازم را به منظور اتخاذ تصميمات صحيح ندارند.

در مقابل، مالكيت متمركز به صورت قابل توجهي در سهامداران عمده ايجاد انگيزه مي­كند كه كار مديريت را كنترل كنند. هر چه قدر سهم سهامداران عمده افزايش مي­يابد، به موازات آن انگيزه­هاي آنها براي بهبود عملكرد شركت و كنترل مديريت بيشتر مي­شود. علاوه بر آن، انجام عمليات موزون و هماهنگ توسط سهامداران عمده آسانتر از سهامداران پراكنده است.

منافع كاملا آشكاري از مالكيت متمركز وجود دارد ولي بحث­هايي در جهت خلاف آن نيز صادق است :

اول اينكه سهامداران عمده به طور معمول ريسك­گريز هستند. مالكيت پراكنده، قابليت نقد شوندگي بهتر سهام را موجب مي­شود و ايجاد تنوع به منظور ريسك­پذيري كمتر را براي سرمايه­گذاران فراهم مي­كند. در مقابل با وجود ريسك گريزي زياد، وقتي كه شركت بزرگتر و بزرگتر مي­شود، تمركز مالكيت ريسك زيادي را به سهامداران عمده تحميل مي­كند كه سبب بروز مشكلات بالقوه سرمايه­گذاري مي­شود.

دوم اينكه وقتي كنترل بيش از حد توسط مالكيت متمركز صورت مي­گيرد، ذينفعان داخلي (مديران و كاركنان) را از سرمايه­گذاري­هاي پرهزينه دلسرد مي­كند.(البته ادعاي مغاير با نظريه بالا مي­تواند بدين صورت باشد كه : شركتهايي كه داراي سهامداران عمده مي­باشند، تمايل بيشتري دارند كه از سرمايه­گذاري­هاي تخصصي و پرهزينه حمايت كنند. سهامداران عمده چون دسترسي به اطلاعات دارند، لذا صبورانه­تر سرمايه­گذاري مي­كنند چون آنها ديدگاه بلند مدت­تر دارند. اين امر مديريت را تشويق مي­كند تا در طرح­هاي بلند مدت سرمايه­گذاري كنند). لذا اثر تمركز مالكيت بر تصميم­هاي سرمايه­گذاري دو تئوري نامعلوم است.

سوم اينكه مالكيت متمركز ممكن است سبب بروز مشكل نمايندگي به نحوي ديگر شود و آن اينكه : تعارض و اختلاف بين سهامداران عمده و سهامداران جزء پديد آيد. سهامداران عمده انگيزه­هاي لازم را به منظور استفاده از موقعيت كنترلي خود را خواهند داشت تا منافع خاص خود را با هزينه سهامداران جزء بدست آورند.

علاوه بر بحث تمركز مالكيت ، ماهيت مالكان نيز در ارتباط با مساله نمايندگي مي­باشد. كنترل­ها وقتي اثر بخشي بيشتري خواهد داشت كه سهامداران كنترل كننده شركت ، دانش و تجربه كافي در زمينه­هاي مالي و تخصصي مربوطه را داشته باشند كه عموما شركتهاي سرمايه­گذاري و سرمايه­گذاران نهادي، منابع و توانايي لازم را جهت كنترل مديريت به طور صحيح دارا هستند.

1-3) ضرورت و دلايل توجيهي تحقيق

Be the first to comment

Leave a Reply

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه ارشد : بررسی رابطه ساختار مالکیت و هزینه نمایندگی در ...

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد [...]

پایان نامه ارشد : بررسی رابطه ساختار مالکیت و هزینه نمایندگی در ...

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                         شماره صفحه

چكيده ر‌

فصل اول

كليات تحقیق.. 1

1-1 مقدمه. 2

2-1 بیان مسئله تحقیق.. 2

3-1 اهمیت وضرورت پژوهش…. 4

4-1 اهداف پژوهش…. 5

1-4-1 اهداف اصلی.. 5

2-4-1اهداف كاربردي تحقيق.. 5

5-1 سوالات تحقیق.. 6

6-1 فرضیه های تحقیق.. 6

7-1 روش انجام تحقیق.. 6

8-1 قلمرو تحقیق.. 7

1-8-1 قلمروموضوعي.. 7

2-8-1 قلمرومكاني.. 7

3-8-1 قلمروزماني.. 7

9-1 روش نمونه گیری.. 8

10-1 روش گرداوری داده ها 8

11-1 ابزار جمع آوری داده ها 8

12-1 تعاریف واژه ها واصطلاحات  پژوهش…. 9

13-1 خلاصه فصل و ساختار تحقیق.. 11

فصل دوم

مروری بر ادبيات تحقيق.. 12

2-1 مقدمه. 13

2-2تئوری نمایندگی.. 14

2-2-1مشکلات نمایندگی.. 16

2-2-2تعمیم مشکل نمایندگی.. 18

2-2-3- هزینه نمایندگی.. 20

2-2-4تأثیر سهامداران عمده مالی بر هزینه‌های نمایندگی.. 25

2-2-5جریان های نقد آزاد. 25

2-2-5-1اهمیت جریان های نقدآزاد. 26

2-2-5-2جریان های نقد آزاد و سرمایه گذاری بیش از حد بهینه. 27

2-2-5-3محاسبه جریان های نقد آزاد. 29

2-3ساختار مالکیت… 30

2-3-1تئوری ساختار مالکیت… 30

2-3-2مالکیت نهادی.. 31

2-3-3مالکیت خصوصی.. 32

2-3-4ترکيب مالکيت و سهامداري مديران. 33

2-3- 4-11نگیزه های مدیران اجرایی (پاداش) 34

2-3-5جایگاه سهامداران و سرمایه گذاران نهادی گزارش همپل.. 35

2-3-6نسبت بدهی.. 36

2-4 مبانی نظری ارتباط ساختار مالکیت و هزینه های نمایندگی.. 39

2-5بخش دوم:پیشینه تحقیق.. 40

2-5-1تحقیات انجام شده در ایران. 40

2-5-2تحقیقات انجام شده در سایر کشورها 44

فصل سوم

روش‌ اجرای تحقیق.. 68

3-1 مقدمه. 69

3-2فرضیه ها 70

3- 3روش تحقیق.. 70

3-4جامعه آماری و نمونه آماری.. 71

3-5مدل تحقیق و شیوه اندازه گیری متغیرهای تحقیق.. 72

3-5-1متغیرهای مدل. 73

3-6قلمرو تحقیق.. 76

3-6-1قلمرو مکانی تحقیق.. 76

3-6-2قلمرو زمانی تحقیق.. 76

3-6-3قلمرو موضوعی تحقیق.. 76

3-7روش های جمع آوری اطلاعات… 76

3-8روش تجزیه و تحلیل اطلاعات… 77

3-9تحلیل همبستگی رگرسیون ساده خطی.. 78

3-10مراحل آزمون. 80

3-11ضریب تعیین.. 84

3-12بررسی ناهمسانی واریانس…. 84

3-13آزمون F لیمر. 85

3-14آزمون هاسمن.. 86

3-15آزمون عدم خود همبستگی باقیمانده ها 86

فصل چهارم

تجزيه و تحليل داده‌ها.. 88

4-1مقدمه‏ 89

4-2 توصيف داده ها 90

4-3آزمون نرمال بودن توزيع متغير های تحقیق.. 91

4-4  تحلیل ماهیت و ویژگیهای متغیرهای تحقیق.. 92

5-4  سایر پیش فرض ها 93

1-5-4 بررسی ناهمسانی واریانس…. 94

2-5-4  آزمون F لیمر و آزمون هاسمن.. 95

4-7 تجزیه و تحلیل فرضیه اول. 96

فصل پنجم

نتيجه‌گيري و پيشنهادها.. 103

1-5مقدمه. 104

2-5 ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه ها طبق شرایط متغیرها 104

1-2-5 نتایج فرضیه اول. 105

2-2-5نتایج فرضیه دوم. 106

3-2-5نتایج فرضیه سوم. 106

3-5 نتیجه گیری کلی تحقیق.. 107

4-5 پیشنهادها 109

1-4-5پیشنهاد هایی مبتنی بر یافته های فرضيات پژوهش…. 109

2-4-5 پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی.. 109

5-5محدودیت های تحقیق.. 110

پیوستها .. 112

پیوست الف:خروجی نرم افزار آماری.. 113

پیوست ب: جدول مربوط به صنایع و نام شرکتهای نمونه آماری.. 122

منابع و ماخذ.. 128

منابع فارسي.. 129

منابع لاتین.. 132

چكيده

         در این تحقیق به بررسی رابطه انواع مالکیت و هزینه های نمایندگی شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران پرداخته شده است. هدف اولیه شرکت ها افزایش ثروت مالکان است لیکن به دلیل وجود تضاد منافع لزوماً همیشه مدیران در پی کسب حداکثر منافع برای مالک یا مالکان نخواهند بود.مشکل نمایندگی عبارتست از ترغیب نماینده به اتخاذ تصمیماتی که موجب حداکثر شدن رفاه مالک (مالکان) می­گردد با شکل گیری رابطه نمایندگی، هزینه نمایندگی به واسطه تضاد منافع بین طرفین ایجاد می شود. هزینه های نمایندگی اثرمعکوسی بر ارزش شرکت دارد  از این رو شرکتها به دنبال کنترل و کاهش چنین هزینه هایی می باشند. در این تحقیق  از نرم افزار Eviews 8 و نرم افزار Excel استفاده شده و برای اندازه گیری هزینه های نمایندگی از تعامل بین فرصت های رشد و جریان های نقد آزاد استفاده گردیده و ازشاخص Q توبین به عنوان معیاری برای اندازه گیری فرصت های رشد استفاده شده است. ازبین سازوکارهای کنترل هزینه نمایندگی مالکیت نهادی،مالکیت شرکتی،مالکیت مدیریتی به عنوان متغیرهای مستقل بررسی شده است.همچنین برای آزمون فرضیه های تحقیق از رگرسیون مقطعی ترکیبی استفاده شده است.یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین مالکیت نهادی و هزینه نمایندگی ورابطه منفی و معنادار بین مالکیت شرکتی با هزینه نمایندگی می باشد.مالکیت مدیریتی نیز رابطه معناداری با هزینه نمایندگی ندارد.از بین متغیرهای کنترلی نیز نسبت بدهی،بازده سود سهام و ارزش دفتری به ارزش بازار سهام رابطه منفی ومعنادار با هزینه نمایندگی دارد.

واژگان کلیدی:

ساختار مالکیت، مالکیت نهادی، مالکیت شرکتی، مالکیت مدیریتی، هزینه های نمایندگی

1-1 مقدمه

        در این تحقیق به طور کلی رابطه بین نوع ساختار مالکیت و هزینه های نمایندگی برای کاهش این هزینه ها بررسی می شود و در فصل اول راجع به کلیات تحقیق و مسایل و اهداف آن بحث می کنیم و پس از بیان مسئله تحقیق، تاریخچه موضوع تحقیق را مورد بررسی قرار می دهیم، سپس تعريف موضوع تحقيق را بيان نموده و در ادامه به بیان اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم. همچنین اهداف تحقیق را در قالب اهداف کلی و ویژه بیان می کنیم. چارچوب نظری تحقیق که بنیان اصلی طرح سئوال و موضوع تحقیق بوده است، در این فصل آورده شده  و در ادامه  به فرضیه های تحقیق و مدل تحلیلی نیز اشاره شده است.

2-1 بیان مسئله تحقیق

       هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر میزان هزینه های نمایندگی شرکتهای پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران است. اهمیت این پژوهش در این است که به گونه تجربی به مدیران و استفاده کنندگان درون سازمانی نشان دهد که متفاوت بودن ساختار مالکیت شرکتهای بورسی بر میزان هزینه نمایندگی آنان تأثیر دارد، یعنی اگر مالکان را گروههای مختلف مانند دولت، مؤسسات مالی، بانکها و شرکتهای خصوصی دیگر تشکیل دهند هزینه های نمایندگی آنان متفاوت خواهد بود. افزون بر این، وجود کدام یک از ترکیب های متفاوت مالکیت در كمتر شدن هزينه هاي نمايندگي هاي شرکت مؤثرتر است. یکی از مقولات مهم در حاکمیت شرکتی، آگاهی از ساختار مالکیت و درجه بندی آن در مقیاس های استاندارد می باشد تا با استفاده از آن بتوان استراتژی های لازم در استقرار حاکمیت شرکتی را تدوین نمود.

ساختار مالکیت و ترکیب سهامداران در شرکتهای مختلف، متفاوت است. بخشی از مالکیت شرکتها در اختیار سهامداران جزء و اشخاص حقیقی قرار دارد این گروه برای نظارت بر عملکرد مدیران شرکت عمدتاً به اطلاعات در دسترس عموم همانند صورتهای مالی منتشره اتکا می کنند این در حالی است که بخش دیگری از مالکیت شرکتها در اختیار سهامداران حرفه ای قرار دارد که بر خلاف گروه سهامداران نوع اول اطلاعات داخلی با ارزش درباره چشم اندازهای آتی و راهبردهای تجاری و سرمایه گذاری بلند مدت شرکت از طریق ارتباط مستقیم با مدیران شرکت در اختیار ایشان قرار می گیرد. ساختار مالکیت در شرکتهای مختلف طبقه بندی های گوناگونی دارد . یکی از این طبقه بندی ها عبارتند از: طبقه بندی ساختارمالکیت به : 1-  مالکیت نهادی2- مالکیت خصوصی  (1- مالکیت مدیریتی 2- مالکیت شرکتی 3- مالكيت خارجي). در تحقیق حاضر ما از این طبقه بندی استفاده می کنیم. سرمایه گذاران نهادی، شرکتهای بیمه، صندوق های سرمایه گذاری مؤسسات مالی، بانکها و شرکتهای سهامی است که در سایر شرکتهای سهامی عام سرمایه گذاری می کنند. مالکیت خصوصی نیز به مالکیت مدیریتی، مالکیت شرکتی و مالکیت خارجی تقسیم بندی می شود ، اما به دلیل آنکه مالکیت خارجی در ایران به طور محسوس وجود ندارد این مالکیت را اندازه گیری نمی کنیم.

        در این تحقیق رابطه ساختار مالکیت با هزینه های نمایندگی بررسی خواهد شد. رابطه نمایندگی نوعی قرارداد است که طبق آن مالک نماینده ای را جهت انجام عملیاتی مأمور و در این راستا اختیاراتی در باب اتخاذ تصمیم به وی تفویض می کند. با شکل گیری رابطه نمایندگی، هزینه های نمایندگی ناشی ازتضاد منافع بین طرفین ایجاد می شود. هزینه های نمایندگی اثر معکوس بر ارزش شرکت دارند و شرکت­ها به دنبال کنترل و کاهش این هزینه ها هستند.

       مسأله اصلی بالا بودن هزینه های نمایندگی است و هرچه هزینه های نمایندگی شرکتها پایین تر باشد برای آنها مطلوب تر است؛ بنابراین در این تحقیق تلاش می شود تا رابطه ساختار مالکیت که خود متشکل از نهادی ، شرکتی و مدیریتی است با میزان هزینه های نمایندگی مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان پیش بینی نمود که کدام یک از متغیرهای ذکر شده در بالا می تواند موجب کاهش هزینه های نمایندگی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شود.

در این مورد چند سوال اساسی وجود دارد که عبارتند از:

1:آیا بین هزینه نمایندگی و ساختار مالکیت به طور کلی رابطه وجود دارد؟

2:آیا بین هزینه نمایندگی و مالکیت خصوصی رابطه وجود دارد؟

3: آیا بین هزینه نمایندگی و مالکیت نهادی رابطه وجود دارد؟

در این پژوهش در پی ان هستیم که به این سوالات پاسخ دهیم.

3-1 اهمیت وضرورت پژوهش

       هزینه های نمایندگی اثر معکوس بر ارزش شرکت دارند ، یعنی اگر بازار انتظار وقوع چنین هزینه هایی را داشته باشد ارزش شرکت کاهش خواهد یافت. انواع مختلف ساختار مالکیت وجود دارند که می­توانند به کاهش هزینه های نمایندگی و اثرات منفی آن بر ارزش شرکت کمک نمایند . کاهش هزینه های نمایندگی منجر به افزایش ارزش شرکت می گردد ، از این رو انتخاب ساختار مالکیت شرکت از طریق تاثیر بر هزینه های نمایندگی می تواندباعث افزایش ارزش شرکت و در نتیجه منفعت سهامداران و سایر ذینفعان گردد . ساختار و اثر بخشی هیئت مدیره و همچنین ساختار مالکیت در شرکت های سهامی عام بسیار متنوع است از این رو به نظر می رسد که کیفیت نظارت بر فعالیت های مدیران در بین شرکت های مختلف متفاوت باشد.

شناخت اثر بخشی نوع ساختار مالکیت بر میزان هزینه های نمایندگی از جمله مالکیت نهادی و مالکیت خصوصی بر میزان هزینه های نمایندگی شرکت از اهداف این تحقیق می باشد.

Be the first to comment

Leave a Reply

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی رابطه کمال گرایی والدین ...

فهرست مطالب مقدمه. 1 چکیده. 3 بیان مسئله:. 4 لکنت زبان چيست؟. 7 ضرورت و اهمیت تحقیق. 7 درمـان. 8 علل لکنت زبان. 12 مراحل [...]

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی رابطه کمال گرایی والدین ...

فهرست مطالب

مقدمه. 1

چکیده. 3

بیان مسئله:. 4

لکنت زبان چيست؟. 7

ضرورت و اهمیت تحقیق. 7

درمـان. 8

علل لکنت زبان. 12

مراحل مختلف لکنت زبان. 12

روش‌های اصلاح و درمان. 13

روش‌های روان‌درمانی. 13

روش رفتاردرمانی. 14

روش خوددرمانی در لکنت زبان. 14

مواد و روش ها. 18

تحلیل آماری. 20

یافته ها. 20

بحث. 22

نتیجه گیری. 24

پیشنهاد ها. 24

منابع. 25

مقدمه

بی تردید یکی از نعمتهای گرانقدر الهی نعمت کلام است. از جمله نشانه ها و معیارهایی سنجش میزان هوش، مهارت برقراری روابط اجتماعی، اعتماد به نفس، احساس و نگرش، مسئولیت پذیری، قدرت یادگیری استدلال، منطقی انتقال معلومات، اخلاق، ادب و هنر فرد، سخن گفتن و مهارت کلامی اوست. رشد کلامی کودکان در گرو وجود الگوهای اصلی همچون پدر و مادر و شنیدن صحبتهای آنها است. با کودکان به زبان ایشان در حد فهم و ادراک آنان باید سخن گفت، اما شمرده و آرام و صحیح با سلاست و ملاطفت، از تکرار کلام به زبان شکسته باید اجتناب نمود. لکنت زبان هرگز عیب و عار نیست، بدزبانی، غیرحق و ناروا سخن گفتن ننگ و زشت است، لکنت زبانی می توان با تمرین و بهره گیری از تخصص گفتار درماندگان مجرب درمان نمود. اما بد زبانی ( فحش، دروغ) غیبت و تهمت ناروایی را باید با ایمان اخلاص شجاعت اخلاقی و تقویت اراده و اعتماد به نفس اصلاح نمود. ناتوانی کلامی می تواند موجب سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس کودکان شود، مخصوصا زمانی وان راپیر (دهقانی 1369 ص8) معتقد است درمان لکنت اولیه بهتر است از طریق بحث با والدین صورت گیرد و اگر چنانچه لازم است کار درمان مستقیم انجام شود. این کار از طریق ارائه مهارتهای شخصی کودک و مهارتهای گفتاری صورت می گیرد. تحقیقات زیادی درباره نقش والدین و روشهای درمانی ناشی از آن انجام شده است. برای مثال توماس کروکوپر ( خجسته مهر 1373 س 37 ) معتقد اند والدین کودکان لکنتی دانش و اطلاعات اندکی درباره ی لکنت و پیامدهای روانی و اجتماعی بر کودک و بزرگسال لکنتی دارند.

لکنت زبان مشکلی گفتاری ـ حرکتی است که به دلایل ناشناخته ای به وجود می آید و علت دقیق و مشخصی ندارد. می توان گفت که تربیت بد، اضطراب، کم هوشی و … در بروز آن تأثیر ندارد. فراوانی ابتلا به لکنت در پسران نسبت به دختران سه به یک است و با افزایش سن، این عدم تناسب افزایش می یابد.

اختلال «لکنت زبان» انواع متفاوتی دارد که در زیر به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. تکـــرار صداها مثـــل (گ ـ گ ـ گ ـ گـــریه)، تکــــرار سیلاب هــــا مثـــل (گر ـ گر ـ گر ـ گربه)، تکرار کلمات مثل (گربه ـ گربه ـ گربه) و بالاخره تکرار عبارات (گربه ی زرد ـ گربه ی زرد ـ گربه ی زرد آمد).
  2. توقف ها و مکث های بی جا و نامتناسب بین صداها و کلمات
  3. کش دادن و امتداد کلمات (م ن) و …

Be the first to comment

Leave a Reply

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  |