پایان نامه کارشناسی ارشد-پایان نامه دکتری

4f/f (596)

4f/f (596)

بررسي محيط هاي : صحرايي و بياباني

دريايي و درياچه‌اي

دلتايي و مصب ها

استاد راهنما :

آقاي اكبرسرگزي

گردآورنده :

مسعود هودرجي

دانش آموز سال سوم كار و دانش ، شاخه برق صنعتي

بهار 1382


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 7 آبان 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

6f/2 (34813)

6f/2 (34813)

بزرگترين گناهان

اميرالمومنين (ع) مي فرمايد:

« ان اعظم الخطايا عند الله اللسان الكذوب »

بزرگترين گناهان نزد خدا، زبان بسيار دروغ گو است.

زبان دروغ گو داشتن، يعني دروغ گو بودن. دورغ بودن به وسيله زبان، وجود پيدا مي كند و زبان يكي از علل وجودي دروغ است. اگر كسي دروغي بگويد، اين كار با زبانش انجام مي گيرد. اگر زباني بسيار دروغ گو باشد، دارنده آن زبان، بسيار دورغ خواهد گفت.

هر گناهي با عضوي از اعضاي انسان در خارج رخ مي دهد و گناه را مي توان به آن عضو نسبت داد. چون گناه كار گناه را به وسيله آن عضو انجام داده است دست خيانت كار داشتن، يعني دزد و خائن به مال بودن. چشم ناپاك داشتن، يعني خائن به ناموس بودن. زبان دروغ گو داشتن يعني دروغ گو بودن.

سر آن كه زبان پر دروغ، بزرگ ترين گناه است، در آينده روشن خواهد شد. اكنون بايد معناي دروغ روشن شود.

دروغ چيست؟

دروغ، سخن برخلاف حقيقت است و دروغ گو كسي است كه بر خلاف حقيقت خبري مي دهد.

شما اگر گرسنه باشيد و به منزل دوست خود برويد، او براي شما غذا بياورد، شما بگوييد من سير هستم، اين سخن دروغ است، چون برخلاف حقيقت است؛ شما نيز دروغ گو هستيد، زيرا بر خلاف حقيقت خبر داده ايد.

كم را بيش گفتن يا بيش را كم گفتن، دروغ است و گوينده اش دروغ گو مي باشد، چنان كه بود را نبود و يا نبود را بود خبر دادن دروغ گويي مي باشد و نيز بد را خوب و خوب را بد يا كوچك را بزرگ و بزرگ را كوچك خوندن، دروغ خواهد بود.

دروغ و دروغ گويي

دروغ از صفات سخن است و دروغ گويي از صفات سخن گو و اين دو هميشه با هم يار نيستند. مي شود سخني دروغ باشد، ولي گوينده اش دروغ گو نباشد، چنان كه ممكن است كسي دروغ بگويد، ولي سخنش دروغ نباشد، بلكه راست و مطابق حقيقت باشد.

شما اگر به وقوع حادثه اي اطمينان پيدا كرديد، در صورتي كه آن حادثه رخ نداده باشد، هنگامي كه از وقوع آن خبر مي دهيد. شما دروغ گو نيستيد ولي خبر شما دروغ است. دروغ گو اگر سخن راستي بگويد كه به نظر ش برخلاف حقيقت باشد خبر او راست است، چون مطابق با واقع است، ولي خودش دروغ گفته زيرا به نظر خودش بر خلاف حقيقت، سخن گفته است.

نظريه اي از قرن سوم

نظام، دانشمند نامي قرن سوم در دروغ نظريه اي دارد او مي گويد:

« دروغ ، سخن بر خلاف عقيده است، نه برخلاف واقع.»

نظام براي اثبات صحت نظريه اش به اين آيه شريفه استدلال مي كند:

« ولله يَشهد ان المنافقين لكاذبون»

خدا گواهي مي دهد كه منافقان ، دروغ گويند.»

منافقان، شرفياب حضور رسول خدا (ص) مي شدند و عرضه مي داشتند كه ما گواهي مي دهيم كه تو رسول خدا (ص) هستي.

خدا در اين سوره مباركه با پيغمبر خود سخن مي گويد و منافقان را به او مي شناساند. خدا مي فرمايد: وقتي كه منافقان نزد تو آمدند و گفتند كه ما شهادت مي دهيم كه تو رسول خدا هستي، با آن كه خدا مي داند كه تو رسول او هستي و ليكن بدان كه منافقان دروغ مي گويند.

بيان استدلال: سخن منافقان كه شهادت به رسالت بود، سخني بود مطابق حقيقت، ولي خدا آنان را دروغ گو خوانده است.

دروغ گو بودن منافقان از اين نظر است كه آن ها اين سخن را از روي ايمان نگفتند، بلكه در دل، برخلاف آن، عقيده داشتند؛ از اين پي مي بريم كه دروغ، سخن برخلاف عقيده است، نه بر خلاف حقيقت.

نظريه به اين نظريه

گويا دو چيز، موجب اشتباه اين مرد دانا شده كه دروغ را سخن برخلاف عقيده پنداشته نه برخلاف حقيقت.

غفلت از اين كه كاذب هم صفت خبر قرار مي گيرد و هم صفت مخبر؛ او پنداشته كه كاذب، تنها صفت مخبر خواهد بود و بس.

گمان آن كه ميان خبر دروغ و دروغ گو ملازمه مي باشد و اين صورت به خاطرش نرسيده كه ممكن است خبر دهنده، دروغ گو باشد، ولي خبرش دروغ نباشد، لذا نتيجه گرفته كه دروغ، سخن برخلاف اعتقاد است نه برخلاف واقع.

ولي آيه شريفه اگر دليل بر سخن ما نباشد، سخن نظام را اثبات نمي كند، زيرا سخن منافقان، راست و عين حقيقت بود، ولي خود آن ها در اين حقيقت گويي دروغ گو بودند. چون كلامشان را برخلاف واقع مي پنداشتند.
علماي بيان، استدلال نظام را چنين ابطال كرده اند كه منافقان، دروغ گوي در شهادت دادن بوده اند.

واژه دروغ

آيا ريشه كلمه دروغ، دو رخ بوده؟ يا بسيط است و تركيبي در آن نيت؟

هر چه باشد، مربوط به بحث ما نيست، زيرا ما از نظر اخلاقي و اجتماعي در آن بحث مي كنيم، نه از نظر لفظي ، ولي آن چه مسلم است، دروغ با دو رويي همراه است و دروغ گو، دو رخ مي باشد و زبان و دلش يكي نيست.

دو رو، كسي است كه يك رو، بيش تر دارد، خواه دو رو داشته باشد، خواه چندين رو.

دو رويي دروغ گو، چنين است: به اين كه مي رسد، سخني مي گويد و با رويي ملاقات مي كند و به آن كه مي رسد، خلافش را مي گويد و با روي ديگر ملاقات مي كند؛ در اين ساعت اين گونه سخن مي گويد، در ساعت ديگر طور ديگر، او داراي چندين رو و چندين زبان است يا آن كه براي خود رويي دارد و براي مردم رويي.

در زبان عرب

دو رويي را در زبان عربي نفاق و دو رو را منافق مي خوانند، پس دروغ گو منافق مي باشد و منافق دروغ گو. قرآن مي گويد:

« والله يشهد ان المنافقين لكاذبون؛

خدا گواهي مي دهد كه منافقان دروغ گويند»

منافق، زبان و دلش دو تاست. با زبان، اظهار مهر مي كند، ولي در دل، سايه شما را نيز مي زند. در جلسه خصوصي سخني مي گويد، در جلسه عمومي سخني ديگر؛ زبان هاي گوناگون دارد و چهره هاي رنگارنگ.

پستي روح

رسول خدا (ص) فرمود: دروغ گويي از پستي روح ريشه مي گيرد( لا يكذب الكاذب الا من مهانه نفسه).

دروغ گو چنين مي پندارد كه بي ارزش بودن خود را مي تواند به وسيله سخن دروغ جبران كند! دانا احتياج به دروغ گويي ندارد، چون داراي دانش است. شايستگان احتياج به دروغ گويي ندارند، چون شايستگي دارند. ثروتمند نيازي به دروغ گويي ندارد، چون مال و منال دارد. دارندگان فضيلت، دارندگان قدرت، احتياجي به دروغ گفتن ندارند، چون فضيلت دارند، قدرت دارند. عطر خودش مي بويد، نيازي به ستودن عطار نيست، وقتي به ستودن عطار، نيازمند مي باشد كه فاقد بوي خوش باشد.

دروغ گو، چون فاقد دانش است مي خواهد نقص خود را به وسيله ادعاي دروغ جبران كند، چون فاقد شايستگي است؛ به دروغ مي خواهد خود را شايسته بنماياند، چون فاقد ثروت است، چون فاقد فضيلت است، چون فاقد قدرت است، مي خواهد اين خلا خود را به وسيله دروغ پر كند. لاف زدن، نشانه دست خالي بودن است. توپ زدن نشانه بي عرضگي است.

كار اهل جهنم

مردي به حضور وجود مقدس رسول خدا (ص) شرفياب شد و از كار اهل جهنم پرسيد.

پيغمبر فرمود: دروغ گفتن.

اگر اهل جهنم راست گو و با حقيقت بودند به آتش جهنم نمي سوختند. دروغ گو پرده خود را مي درد و از حق دور مي شود و به گناهان بسيار، آلوده مي گردد و كسي كه چنين شد، آتش خشم خداي در انتظار او خواهد بود.

تا ديده ات ز پرتو اخلاص روشن است انوار حق ز چشم تو پنهان نمي شود

كشت دروغ، بار حقيقت نمي دهد اين خشك رود چشمه حيوان نمي شود

كمتر از حيوان

دروغ گو انسان نيست، بلكه كم تر از حيوان است. انسان نيست چون فضيلت انسان بر موجودات ديگر، سخن است، سخني كه اخبار از حقيقت باشد و گرنه ياوه رايي را سخن نمي توان ناميد و دروغ گو را از سخن بهره اي نيست، چون اخبار از حقيقت در گفتارش پيدا نمي شود؛ پس دروغ گو با بانگ جانوران يكسان است و جز خسته كردن گوش اثري ندارد.

كم تر از حيوان است، چون در بانگ حيوان ، خيانت راه ندارد ولي سخن دروغ گو، خيانت مي باشد؛ بنابر اين ارزش جانوران از دروغ گويي كه خود را انسان مي پندارد، بيش است.

ارزش ايمان

اكنون كه روشن شد كه دروغ با ايمان سازگار نيست، شايسته است كه اشاره اي به ارزش ايمان براي جامعه بشود و بدبختي هايي كه بر اثر بي ايماني نصيب جامعه مي گردد، گوشزد گردد تا بزرگي خطر دورغ براي اجتماع روشن شود. اگر طبيب، ايمان نداشته باشد، نه به تشخيص او مي توان اعتماد كرد نه به دستور طبي او، نه بيمار زيبا از خيانت او محفوظ خواهد بود و نه مريض پولدار. حال چنين جامعه اي بدتر از جامعه اي است كه طبيب نداشته باشد، زيرا اين جامعه سر بار دارد، مزاحم دارد، خائن دارد، ولي آن جامعه از گزندهاي اين گونه پزشك دارد، ولي آن جامعه از گزندهاي اين گونه پزشك آسوده است.

اگر كاسب، ايمان نداشته باشد، نه به كالا مي توان اعتماد داشت، نه به قيمت آن. اگر در ارباب و رعيت ايمان نباشد، هر يك به ديگري تعدي مي كند و هر كدام از ديگري مي دزدد، باغستان ها و كشتزارها دزدگاه مي شود و محصولات كشاورزي در خطر نابودي قرار مي گيردو خطر قحطي جامعه را تهديد مي كند و ديو گرسنگي پرده از رخ بر مي دارد.

اگر زن ايمان نداشته باشد، شوهر چگونه مي تواند بدو اعتماد كند و ساعتي وي را تنها بگذارد، اگر شوهر ايمان نداشته باشد، تكليف زن بدبختش چه خواهد بود.

اگر دستگاه حاكمه ايمان نداشته باشد، نه به قانون مي توان اعتماد كرد و نه به قانونگذار و نه به اجراي قانون و ملت روي آسايش نخواهد ديد؛ زندگي كردن در چنين جامعه اي، جز سوختن و جان كندن چيز ديگري نيست.

دروغ و عقل

امام هفتم (ع) مي فرمايد: عاقل، دروغ نمي گويد، هر چند دلش بخواهد.

خردمند، آن چه عقل بگويد، مي كند. نادان هر چه دل بخواهد، مي كند. عاقل تابع گفته هاي عقل ميباشد و نادان تابع خواهش دل. نادان زيان را مي بيند، ولي ناديده مي گيرد، چون دلش مي خواهد. دل به سوي دروغ راهنمايي مي كند و نادان، دروغ گو مي شود. عقل با دروغ مي ستيزد، عاقل از دروغ مي گريزد. نادان از ديوانه بدتر است. ديوانه زيان را نمي بيند، ولي نادان مي بيند و ناديده مي انگارد.

سخني از علي (ع)

امير المومنين فرمود:

« لا سوء أسوء من الكذب؛

بديي از دورغ بدتر نيست»

وصي رسول (ص) زشتي دروغ را قطعي دانسته، بلكه بر آن افزوده كه زشت تر از دروغ، گناهي نيست.

زشتي و ناپسندي دروغ، نزد همه كس مسلم مي باشد، مجهولي كه در اين ميان موجود است، مقدار زشتي و بدي دروغ است كه شهسوار ايمان از آن پرده برداشته و آن را بالاترين زشتي ها گفته است؛ بنابر اين مقدار زشتي دروغ نامحدود مي باشد و ناپسندي آن اندازه ندارد. همچنان كه بالاتر از سياهي رنگي نيست، بالاتر از دروغ هم گناهي نه.

چرا؟

در اين جا پرسشي پيش مي آيد كه چرا زشتي دروغ از گناهان ديگر بيش تر است؟

شايد يكي از نكته هاي سخن علي (ع) اين باشد كه بيش تر گناهان يا از شهوت بر مي خيزد يا از غضب و هر كدام را كه گناه كار مرتكب شود، لذتي خيالي و موقتي خواهد برد. گناهي را كه بر اثر شهوت و خواهش دل مرتكب مي شود، لذتي به او مي دهد و گناهي را كه بر اثر خشم و غضب مرتكب مي شود، از لذت انتقام برخوردار مي گردد.

ولي دروغ، خود به خود، لذتي ندارد و كار بيهوده اي است. بر اثر آن، نه به خواسته دل مي رسد و نه آتش انتقام را خاموش مي كند، بلكه گناهي است شوم و بي خاصيت، هر چند دروغ گو براي دورغ خاصيتي مي پندارد و آن پرده اي است كه بدان وسيله، روي نقايص و گناهان خويش مي كشد، ولي اشتباه او همين است، زيرا حقيقت آشكار خواهد شد و زير پرده نخواهد ماند، دروغي كه هيچ گونه لذتي براي آن تصور نمي شود و دروغ گو براي دروغش نمي تواند هيچ گونه عذري بتراشد، در صورتي كه دروغ براي او شومي در جهان را خواهد آورد؛ پس سزاوار است كه بالاتر از آن گناهي نباشد.

شايد نكته ديگر سخن علي اين باشد كه دروغ، دروغ مي زايد. دروغ، راه را براي زشتي ها باز مي كند. دروغ سپر جنايات قرار مي گيرد و دروغ گو را بر اثر ارتكاب گناه دلير مي كند. دورغ نه تنها خودش گناه است، بلكه گناه هايي در پي دارد، ولي گناهان ديگر خودشان مي باشند وبس. گناه كار پس از ارتكاب گناه، پشيماني به وي دست مي دهد كه ممكن ات موجب توبه اش بشود، ولي دروغ گو ، پس از دروغ، خود را موفق تر مي بيند و براي دروغ ديگر آماده تر مي شود. (آري مار جز مار نيارد.)

خود نمايي

خودنمايي از كوتاهي فكر ريشه مي گيرد و از كارهاي بسيار زشت است و موجب مي شود كه دگران با ديدن استهزا ء به خود نما بنگرند. خودنمايي پيشه روسبيان است. روبي است كه با خود نمايي و خويشتن آرايي مي خواهد دل بفريبد و از پيشه خويش سود فراوان بردارد؛ بنابراين، خود نمايان روسبيان اجتماع مي باشند.

خودنمايي اگر با دروغ گويي همراه باشد، زشتي آن صد چندان بيشت تر خواهد بود. اين گونه خودنمايي نتيجه معكوس خواهد داد. خود نما مي خواهد خود را در نظر دگران عظيم و محبوب گرداند، ولي دروغ كه در راه خود نمايي قرار گرفت، خوار و منفورش خواهد كرد.

ليسيدني ابليس

هشتمين خليفه پيغمبر اسلام(ص) حضرت امام رضا (ع) از نياي بزرگوارش امرالمومنين (ع) روايت مي كند كه آن حضرت دورغ را ليسيدني ابليس خوانده است.

هر خوراكي كه بسيار مورد علاقه باشد، ليسيدني خواهد بود. در تعبيرات عاميانه مي گويند: آن قدر خوب است كه بايد ليسيدش. خوراك خوش مزه و لذيذ را نه تنها مي خورند، بلكه كاسه اش را نيز مي ليسند.

ابليس، آن قدر دروغ را مانند خوراك ليسيدني دوست مي دارد تا آن كه آن را ليسيدني بشر قرار داده است، يعني بشر را به دروغ گويي شايق ساخته. آري اين نكته، قابل انكار نيست كه بسياري از افراد بشر، كاسه ليس ابليس هستند و روزگار خود را در اين دام شيطان به سر مي آورند.

سخني از امام سجاد(ع)

« كان علي بن الحسين(ع) يقول لولده: اتقوا الكذب، الصغير منه و الكبيرَ ، في كلِ جدَ و هزلٍ فان الرجلَ اذا كذب في الصغيرِ اجتري علي الكبير؛

امام سجاد (ع) به فرزندانش مي فرمود: از دورغ بپرهيزيد، خواه كوچك باشد، خواه بزرگ، چه جدي باشد و چه شوخي، زيرا دروغ كوچك، انسان را دلير مي كند كه از دورغ بزرگ نهراسد.»

در آغاز كار، همه از ارتكاب گناه، به ويژه گناه بزرگ، بيم دارند. يكي از چيزهايي كه گناه كار را وادار به گناه بزرگ مي كند، ارتكاب گناهان كوچك و بي اهميت شمردن آن هاست. گناهان كوچك، خوف خدا را از دل مي برد و به جاي آن، جرأت بر خدا را مي آورد. ترك گناهان كوچك به منزله پيشگيري از گرفتار شدن به گناهان بزرگ مي باشد.

دروغ بزرگ و كوچك

دورغ بزرگ، گناهي است كه شعاع عملش وسيع است. اين گونه دورغ را پاره اي از مردم نادان بهتر مي پذيرند. شايد منظور هيتلر از اين كه مردم، دورغ بزرگ را از كوچك، زودتر باور مي كنند نيز همين باشد.

ممكن است كه اين فكر غلط به خاطر كسي برسد كه بيهوده سخن به اين درازي نيست، اگر همه آن دروغ باشد، اندي از آن راست خواهد بود، دروغ دورغ نمي باشد؛ البته چيزي هت، ولي به اين اندازه كه مي گويد نيست، مثلا اگر كسي بگويد من دانشورترين كسم، در صورتي كه نادان صرف باشد، شنونده بي فكر پيش خود مي گويد: بر فرض دانشورترين كس نباشد، بي گمان از دانشوران به نام و انگشت شمار خواهد بود يا كسي كه پشيزي ندارد، خود را ميلياردر معروفي كند شنونده بي فكر بگويد: اقلا ده هزار توماني دارد.

به طور كلي دروغ از پاي بند ويران است و در سخن دروغ گو راه راست و سخن درست نمي توان يافت. كسي براي روضه خواني به كراچي رفته بود، در آن جا ادعا كرده بود كه در رقم چهل هزار شاگرد دارد، در صورتي كه شايد يك شاگرد در حوزه علميه قم براي او نبود. كسي هم از هند به تهران آمده بود و ادعا كرده بود كه سي هزار سني را شيعه كرده است. وقتي راجع به او از يكي از دانشمندان هند تحقيق كردم، او گفت: اين برادر اوست؛ يعني اين كه از هند به تهران آمده، برادر آن كسي است كه از قم به خاك هند رفته است.

دروغ مجاني

سياه بخت ترين دروغ گوها، دروغ گويي است كه بدون هدف دروغ بگويد. او بدون آن كه از دورغ گويي، سودي براي خويش در نظر بگيرد، دروغ مي گويد. بسياري از اوقات، هيچ گونه منظور از دروغ گفتن ندارد، نه شخصي و نه اجتماعي ولي باز هم دروغ مي گويد، (با دوست دورغ مي گويد، با دشمن دورغ مي گويد، با خويش دورغ مي گويد، با بيگانه دورغ مي گويد) گويا براي او، دروغ، طبيعت ثانوي شده است. من نمي دانم اين گونه مردم چه فكر مي كنند. او چگونه فكر مي كند آيا دروغ گويي براي آن ها شكر شده؟ آيا عادت شده؟ آيا راست گويي براي آن ها دشوار گرديده؟ نمي دانم آيا خودشان مي دانند؟

دروغ بر خدا

دروغ بر خدا به طور مستقيم، آن است كه كسي ادعاي پيغمبري كند و خود را فرستاده خداي بخواند، در صورتي كه برانگيخته از طرف خداي نباشد و به دروغ، اين منصب مقدس را دعوي كرده باشد، يا اينكه حكمي را به خدا نسبت دهد، در صورتي كه از طرف مقام مقدس ربويت، چنان حكمي صادر نشده باشد، مثلاً بگويد: خدا شراب را حلال كرده يا آن كه شراب را در فلان نقطه از زمين حلال كرده است و به طور كلي، هر سخني را به آن ذات مقدس، نسبت دادن، در صورتي كه حقيقت نداشته باشد، دروغ بر خدا خواهد بود و يا اعتماد كردن به قياس و تمثيل يا استحسانات عقلي در احكام خدا و آن را به ذات مقدس ازلي نسبت دادن، از اين قبيل مي باشد.

دروغ زشت

بهتان، عيب يا خيانتي است كه به كسي بسته شود، در صورتي كه او پاكيزه از آن عيب و پيراسته از آن گناه باشد.

اين گونه دروغ، زشت ترين دروغ هاست و اگر بگوييم از قتل و آدم كشي بدتر است، چندان راه دوري نرفته ايم. زيرا جنايت كار آدم كش، جان را مي گيرد، ولي مفتري حيثيت و آبرو را مي گيرد و دامن بي گناهي را آلوده مي سازد و بد نامش مي كند.

نرد مردمان شريف، مرگ از زندگي با ننگ برتر است.

اضافه بر اين، بسيار اتفاق مي افتد كه تهمت، بيچاره اي را در خطر قتل مي اندازد پس تهمت داراي دو شومي مي باشد، حال آن كه قتل يك شومي دارد.

زيركي پنداري

در دنياي امروز، فضايل، رفته و رذايل اخلاقي جاي آنها را گرفته، تشخيص صحيح رفته و تشخيص نا صحيح به جايش نشسته است، چيزهايي نشانه خرد و زيركي شده و چيزهايي نشانه ناداني و كودني، كه دو چهره اي و دو زباني از آن جمله مي باشد.

در اين روزگار، چهره هاي گوناگون داشتن نشانه زيركي و خرد مي باشد و به راستي سخن گفتن، نشانه ساده لوحي.

مقصود از دو چهره و دو زبان داشتن، آن است كه آن طوري كه كسي در حضور مي باشد در غياب نباشد. در حضور سخني بگويد و در غياب سخني، در جلو رو، قيافه مهر داشته باشد و در پشت سر قيافه قهر. بدبختانه اين صفت شوم در ميان ما مسلمانان رواج دارد و كساني كه از تشخيص صحيح دور هستند، بدين صفت، آلوده مي باشند و دستي دستي خود را در اين سيه چال مي اندازند.

كسي كه چهره هاي رنگارنگ و زبان هاي گوناگون داشته باشد، دروغ گويي ات احمق و زا خدا بي خبر. احمق است چون به منظورش نمي رسد و از دو چهرگي و دو زباني بر خلاف مقصود نتيجه مي گيرد.

او بدين وسيله مي خواهد، دوستي ديگران را جلب كرده و از منافع آن برخوردار شود، ولي غافل از آن كه بدين وسيله دشمني مردم را براي خويش خريده است. مردم با يكي دو جلسه به دورنگ بودن او پي مي برند و از وي متنفر مي شوند.

از خدا بي خبر است، چون پيوسته با يكي از زشت ترين گناهان يعني دروغ سرو كار دارد و نافرماني حضرت حق را وسيله موفقيت خود قرار داده است. يا يكي از اين دو چهره و از اين دو زبانش دروغ است يا هر دو، يا هر سه يا هر ده.

راست گوي دروغ گو

حضرت خليفه ششم امام جعفر صادق (ع) مي گويد:

« أيما مسلم سأل عن مسلمٍ ، فصَدَق و ادخلَ علي ذلك المسلمِ مضرة كتبَ من الكاذِبينَ؛

مسلماني كه سراغ مسلماني را از او بگيرند و راست بگويد و بر اثر سخنش زياني به آن مسلمان برسد، در زمره دروغ گوينان نوشته خواهد شد.»

يعني گناه كار خواهد بود.

يعني آثار شومي كه دروغ داشت و آن را گناه قرار داده بود، اكنون سخن راست اين مرد، همان اثر را دارد و گوينده اش گناه كار مي باشد.

رفتاري كه حسن عقلي داشته باشد، اگر مقدميت براي جنايت و خيانت قرار گيرد، حسن آن برطرف مي شود و نزد عقل ناپسند مي گردد.

دروغ گوي راست گو

حضرت صادق‌(ع) مي فرمايد:

« وَ من سئلَ عن مسلمٍ فكذبَ و أدخلَ علي ذلك المسلمَ منفعه كتبَ عندالله من الصادقين؛

كسي كه مسلماني را از وي بپرسند و دروغ بگويد و بر اثر دروغ او سودي به آن مسلمان برد، نزد خدا در زمره راست گويان خواهد بود».

دروغ او از دروغ ها جداست، زيرا نه تنها مقدمه براي گناه نيست، بلكه نيكوكاري و خدمت به خلق است. اين وقت است كه ناپسندي دروغ، برطرف مي شود و سخني سودمند و پسنديده خواهد بود. اي خوش آن دروغي كه مسلماني از آن سودي ببرد در مثل آمده كه دروغ مصلحت آميز، به از راست فتنه انگيز است. چه مصلحتي از سود رساندن به مسلمانان بالاتر مي باشد؟ چنين كسي شايستگي دارد كه نزد خدا در زمره صادقان نوشته شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه:7. تاثير ساختار مالكيت بر عملكرد شركتهای پذيرفته شده در ...

تئوري سنتي شركتي بر مبناي مفهوم جعبه سياه[3] قرار دارد كه داده را به ستاده تبديل مي­كند. اين تئوري بيان مي­كند كه هدف شركت حداكثرسازي [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه ارشد : بررسی رابطه ساختار مالکیت و هزینه نمایندگی در ...

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی رابطه کمال گرایی والدین ...

فهرست مطالب مقدمه. 1 چکیده. 3 بیان مسئله:. 4 لکنت زبان چيست؟. 7 ضرورت و اهمیت تحقیق. 7 درمـان. 8 علل لکنت زبان. 12 مراحل [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه ارشد : بررسی میزان تأثیر هوشمندی رقابتی بر وفاداری مشتریان

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی نقش تبلیغات و ترفیع فروش در ...

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود (در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است) تکه هایی از متن پایان نامه به [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه ارشد:بررسی رابطه پنج اس و اثربخشی کارکنان اداره برق ...

اجرای 5S برای تحقق هدفهای متعددی اجرامی شود. برخی ازمهمترین هدفها عبارتند ازارتقاء سطح ایمنی و بهداشت و بهره وری ، صرفه جویی درهزینه، کیفیت [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه:بررسی تأثیر بانکداری الکترونیکی بر جذب منابع ارزان قیمت بانکی ...

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه : فهرست مطالب   فصل اول: کلیات تحقیق… 0 1-1- مقدمه. 1 1-2- بيان مساله. 1 [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه ارشد : بررسی نقش گمرک الکترونیک برتوسعه صادرات از دیدگاه ...

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل [...]ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 15 مرداد 1396ساعت Array توسط مدیر  |